وقتی مردم یک محله در غم و شادی شریک بودند
در هرات قدیم، «همسایه» فقط کسی نبود که خانهاش در سمت دیگر دیوار قرار داشت. در بسیاری از گذرهای شهر، آدمها بخشی از زندگی یکدیگر بودند. عروسی یک خانه میتوانست چند خانه را درگیر کند، مرگ یک نفر میتوانست حال یک گذر را تغییر دهد و کاری که برای یک خانواده سنگین بود، گاهی با دست چند همسایه آسان میشد.
این تصویر فقط یک خاطره نوستالژیک نیست. پژوهشی که در سال ۲۰۲۴ درباره ساختار اجتماعی شهر قدیم هرات منتشر شد، نشان میدهد که «گذر» در هرات یک تقسیمبندی صرف جغرافیایی نبوده است. پژوهشگران در محله قطبیه یا «قزات» شهر قدیم، با باشندگان حدود ۴۵۰ خانه و وکلای گذر مصاحبه کردند و در آنجا ۹ گذر را بهعنوان واحدهای اجتماعی شناسایی کردند. کارکرد این گذرها از حل اختلاف میان مردم تا همکاری جمعی، برگزاری مراسم و مراقبت از محله را در بر میگرفت.
همین ساختار شاید توضیح دهد که چرا برای نسلهای قدیمیتر هرات، نام یک گذر تنها نشانی خانه نبود. وقتی کسی میگفت اهل فلان گذر است، از جمعی حرف میزد که اعضای آن در بسیاری از اتفاقهای زندگی کنار هم قرار میگرفتند.
پژوهش سال ۲۰۲۴ یکی از این رسمها را «حشر» ثبت کرده است. تعریف پژوهشگران از حشر بسیار ساده است: همسایه بدون دریافت پول برای انجام کاری به همسایه دیگر کمک میکند، مثلا در ساختوساز. همین پژوهش نشان داده که حشر و دیگر شکلهای همکاری اجتماعی هنوز در گذرهای قدیمی مورد بررسی وجود داشته، اما در گذرهای تازهتر بسیار کمرنگ شده یا از میان رفته است.
این همکاری در روزهای سخت شکل آشکارتری پیدا میکرد.
وقتی در یک خانه مرگ میآمد
مراسم مرگ و فاتحه در هرات از نمونههای روشن زندگی جمعی محله بوده است. یک پژوهش تازهتر درباره فضاهای عمومی شهر قدیم هرات میگوید در گذشته تقریبا هر گذر محلی برای برگزاری فاتحه داشت. این مکانها «مجتمع» خوانده میشدند. اگر گذری چنین جایی نداشت، مهمانخانه وکیل گذر یا خانه بزرگ یکی از همسایهها برای مراسم استفاده میشد.
همین یک جزئیات چیز زیادی درباره جامعه آن روز هرات میگوید. مرگ در چهاردیواری خانه متوفی باقی نمیماند. برای پذیرفتن مردم، جایی در سطح محله وجود داشت و اگر نبود، فضای یک خانه دیگر در اختیار خانواده قرار میگرفت.
پژوهش سال ۲۰۲۴ نیز برگزاری مراسم اسلامی از جمله مراسم مرگ را یکی از کارکردهای اجتماعی مشترک تمام گذرهای بررسیشده ثبت کرده است. حتی با تغییر شکل شهر، این بخش از زندگی جمعی همچنان دوام آورده بود.
گزارشی از هرات در سال ۲۰۱۷ درباره کمبود محل فاتحهخوانی زنان نیز نشان میدهد که «غمشریکی» هنوز واژهای کاملا زنده در روابط اجتماعی شهر بود. زنانی که برای فاتحه میرفتند، حضور خود را مشخصا برای همدردی و شریکشدن در اندوه آشنایان توصیف میکردند.
شادی هم پشت یک دروازه نمیماند
آن روی این زندگی، عروسی و جشن بود.
جان بیلی، مردمشناس موسیقی که در دهه ۱۹۷۰ مدت طولانی در هرات تحقیق کرد، در نوشتههایش تصویری از عروسیهای آن دوره بهجا گذاشته است. او مینویسد که بسیاری از جشنهای عروسی در باغها یا حویلی خانهها برگزار میشد. محفل مردان و زنان جدا بود و در مواردی برای برگزاری دو بخش مراسم، از خانههای کنار هم استفاده میشد. موسیقی بخش مهم این جشنها بود و محفل موسیقی مردان ساعتها ادامه پیدا میکرد. پژوهش اصلی بیلی درباره موسیقی افغانستان نیز عمدتا بر کار میدانی او در هرات در دهه ۱۹۷۰ استوار است.
یعنی جشن هنوز به تالاری دور از خانه منتقل نشده بود. حویلی، باغ و خانههای مجاور خود محل برگزاری آن بودند. در چنین فضایی، مرز میان مراسم خانوادگی و زندگی محله بسیار باریکتر از امروز بود.
حتی عید نیز در پژوهش مربوط به گذرهای شهر قدیم بهعنوان یک فعالیت جمعی ثبت شده است. هر پنج نوع گذری که پژوهشگران بررسی کردند، هنوز شکلهایی از تجلیل جمعی عید داشتند. شبهای ویژه و مراسم سنتی نیز در گذرهای قدیمی بیشتر حفظ شده بود.
خود کوچه یک نهاد اجتماعی بود
کته جالب این است که زندگی جمعی فقط هنگام عروسی و فاتحه فعال نمیشد.
پژوهشگران در شهر قدیم هرات از مراکز گذر، فضای باز مسجد و محلهای عمومی دیگری یاد کردهاند که مردم در آن جمع میشدند. دستکم هشت مرکز گذر و هفت مرکز کوچکتر در منطقه مورد مطالعه شناسایی شده است. سالمندان عصرها آنجا مینشستند، کودکان بازی میکردند، مردم با هم صحبت میکردند و در گذشته حتی بخشی از معاملات و کارهای روزانه نیز در همان فضاها انجام میشد.
مسجد هم فقط محل نماز نبود. در این پژوهش از ختم قرآن، خیرات مشترک، گفتوگو درباره مسائل اجتماعی و نشستهای عمومی بهعنوان بخشی از استفاده اجتماعی از مسجد یاد شده است.
در سطح گذر، مردم حتی در حل اختلافهای محلی، نگهبانی شبانه، جلوگیری از جرم، پاککاری کوچهها و جویها و نگهداری مسجد مشارکت داشتند. به بیان ساده، بخشی از کارهایی که امروز از ادارههای شهری یا نهادهای رسمی انتظار داریم، در آن ساختار قدیمی بر دوش خود مردم محل نیز بود.
به همین دلیل، شناختن همسایه فقط یک رابطه دوستانه نبود. نوعی ضرورت زندگی شهری هم بود.
همان پژوهشها یک تفاوت مهم میان گذرهای قدیمی و محلههای تازه هرات پیدا کردهاند.
در گذرهای قدیمی، حشر، همکاری اجتماعی و بسیاری از فعالیتهای سنتی همچنان دیده میشد. اما در محلههای جدیدتر، بعضی از این کارکردها یا وجود نداشت یا بسیار ضعیفتر بود. پژوهشگران این تفاوت را با تغییر بافت جمعیتی، شهرنشینی و ورود باشندگان تازه مرتبط دانستهاند. آنها همچنین نوشتهاند که بسیاری از فضاهای عمومی قدیمی گذرها در دهههای اخیر کوچک شده یا تغییر کاربری داده است.
این شاید یکی از تفاوتهای مهم هرات دیروز و امروز باشد.
شهر هنوز همان شهر است و بسیاری از همان رسمها هنوز زندهاند. مردم هنوز به فاتحه هم میروند، در عروسی یکدیگر حاضر میشوند و در روزهای سخت به اقوام و همسایهها کمک میکنند. اما ساختاری که این روابط را هر روز تکرار میکرد، در حال تغییر است.
خانهها تغییر کردهاند، کوچهها تغییر کردهاند و جمعیت بسیاری از محلهها دیگر همان جمعیت چند نسل پیش نیست.
پژوهش درباره شهر قدیم هرات یک نکته جالب دارد: با وجود تغییر شدید ساختمانها و شکل محله، بسیاری از کارکردهای اجتماعی گذر در بخشهای قدیمی هنوز باقی مانده است.
شاید به همین دلیل خاطره محلههای قدیمی هرات هنوز برای بسیاری تنها خاطره خشت و دیوار و کوچه باریک نیست.
خاطره آدمهایی است که وقتی عروسی میشد، پیدایشان میشد. وقتی کسی میمرد، میآمدند. وقتی کاری سنگین بود، چند دست دیگر هم به کار میافتاد.
محله جایی بود که آدم مجبور نبود همه غمهایش را تنها تحمل کند و همه شادیهایش را تنها جشن بگیرد.
