بخش اپ: مقاله‌ها

  • مسجد جامع هرات چگونه هشت قرن ویرانی و بازسازی را پشت سر گذاشت؟

    صبح زود، پیش از آن‌که بازارهای هرات به شلوغی روزانه برسند، صحن مسجد جامع بزرگ آرام‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. کاشی‌های لاجوردی و فیروزه‌ای در نور کم‌رنگ صبح روشن می‌شوند. چهار ایوان بلند گرداگرد حیاط ایستاده‌اند و گلدسته‌ها از فراز بام‌های شهر کهن دیده می‌شوند. صدای گام‌ها در میان رواق‌ها می‌پیچد. در گوشه‌ای از مجموعه، استادان کاشی‌ساز روی قطعه‌هایی کار می‌کنند که شاید چند ماه بعد جای خالی یک نقش فروریخته را پر کند.

    ظاهر مسجد یکپارچه و منظم است، اما تاریخ آن چنین نظمی ندارد. زیر این سطح رنگین، آثار آتش، زلزله، یورش مغول، جنگ‌های محلی، راکت و ده‌ها برنامه بازسازی پنهان مانده است. هر دوره چیزی به مسجد افزوده و بخش دیگری را دگرگون کرده است. در نتیجه، مسجد جامع هرات را نمی‌توان اثر دست یک پادشاه، یک معمار یا یک عصر دانست. این بنا حاصل بیش از هشت سده ساختن، ویران شدن و دوباره ساختن است.

    پرسش اصلی همین‌جاست: چه چیزی مسجد جامع هرات را پس از این همه دگرگونی زنده نگه داشته است؟ پاسخ در کنار هم قرار گرفتن سه عامل دیده می‌شود. جایگاه مذهبی مسجد، موقعیت آن در قلب شهر کهن و حضور پیوسته معماران، خوش‌نویسان و کاشی‌سازان هراتی. این سه عامل سبب شده‌اند که مسجد پس از هر آسیب دوباره به زندگی شهر برگردد.

    مسجدی در قلب شهر کهن

    مسجد جامع در بخش شمال شرقی بافت تاریخی هرات قرار دارد. این موقعیت اتفاقی نیست. مسجد جامع در شهرهای اسلامی محل برگزاری نماز جمعه، خطبه، آموزش دینی و گردهمایی عمومی بود. مسجدهای محله نیاز روزانه باشندگان را پاسخ می‌دادند، اما مسجد جامع با کل شهر پیوند داشت. از همین رو، نزدیکی آن به بازار، راه‌های اصلی و مراکز اداره شهر اهمیت داشت.

    هرات نیز در نقطه‌ای مهم از راه‌های تجارتی خراسان قرار داشت. کاروان‌هایی که میان آسیای میانه، فلات ایران، هند و سرزمین‌های دورتر رفت‌وآمد می‌کردند، از این حوزه می‌گذشتند. این رفت‌وآمد ثروت، صنعت، اندیشه و هنر را به شهر می‌آورد. یونسکو هرات را شهری با اهمیت راهبردی، تجارتی و فرهنگی می‌خواند که با وجود جنگ و توسعه جدید، بخش بزرگی از نقشه تاریخی خود را حفظ کرده است. مسجد جامع یکی از مهم‌ترین بناهای باقی‌مانده در همین بافت است. یونسکو

    نام «جامع» نیز کارکرد آن را نشان می‌دهد. این مسجد برای جمع شدن مردم در نماز جمعه و مناسبت‌های بزرگ ساخته شده بود. حیاط وسیع، رواق‌های متعدد و ایوان‌های عمیق، امکان حضور جمعیت بسیار را فراهم می‌کرد. در دوره‌هایی که مسجد آسیب دیده بود، بازسازی آن به معنای احیای یک ساختمان نبود. شهر یکی از نهادهای مرکزی خود را دوباره به دست می‌آورد.

    پیش از بنای غوری چه چیزی در این محل بود؟

    درباره گذشته دور محل مسجد روایت‌های گوناگون وجود دارد. روایت رایج در هرات می‌گوید که پیش از اسلام در این محل عبادتگاهی زرتشتی قرار داشت و در سده نخست هجری به مسجد تبدیل شد. این روایت در گزارش‌های محلی و معرفی‌های رسمی تکرار شده است، اما شواهد باستان‌شناختی منتشرشده برای اثبات همه جزئیات آن کافی نیست. بهتر است آن را بخشی از حافظه تاریخی شهر دانست، نه گزارشی قطعی از شکل و تاریخ نخستین بنا.

    منابع معماری با احتیاط بیشتری سخن می‌گویند. پرونده مسجد در آرک‌نت می‌گوید بنای غوری بر جای دو مسجد کوچک‌تر دوره غزنوی ساخته شد که زلزله و آتش آن‌ها را از میان برده بود. پژوهش لیزا گولومبک نیز از مسجدی پیش از بنای غوری یاد می‌کند که سقف چوبی داشت، در یک زلزله آسیب دید، بازسازی شد و سپس در آتش سوخت. بنابراین، پیشینه عبادت در این محل از ساختمان فعلی قدیمی‌تر است، اما نقطه آغاز بنایی که امروز هویت مسجد جامع هرات را می‌سازد، سال ۵۹۷ هجری قمری است.

    تصمیم غیاث‌الدین غوری در سال ۵۹۷ هجری قمری

    در سال ۵۹۷ هجری قمری، برابر با ۱۲۰۰ تا ۱۲۰۱ میلادی، سلطان غیاث‌الدین محمد بن سام غوری ساخت مسجدی بزرگ و آجری را آغاز کرد. غوریان در آن زمان قدرتی بزرگ در خراسان و بخش‌هایی از هند بودند. ساخت مسجد جامع در هرات برای آنان یک اقدام مذهبی و نمایش اقتدار سیاسی بود. فرمانروا با چنین بنایی نشان می‌داد که شهر زیر اداره او مرکز دین، دانش و قدرت است.

    تاریخ آغاز ساخت از روی یک کتیبه غوری تأیید شده است. این کتیبه در جریان مرمت سال ۱۹۶۴ از زیر پوشش‌های دوره‌های بعد بیرون آمد. خوانش کتیبه با گزارش خواندمیر، تاریخ‌نگار دوره تیموری، هم‌خوانی دارد. به همین دلیل، نسبت دادن آغاز مسجد به غیاث‌الدین بر پایه سند معماری و متن تاریخی است، نه روایت شفاهی. آرک‌نت، پژوهش مقایسه‌ای دانشگاه هاتای

    غیاث‌الدین پیش از پایان کار در سال ۱۲۰۳ درگذشت و در آرامگاهی پیوسته به مسجد دفن شد. منابع درباره کسی که کار را پس از او ادامه داد، یکسان نیستند. برخی از برادر و جانشینش شهاب‌الدین یاد می‌کنند و برخی نقش پسرش غیاث‌الدین محمود را برجسته می‌سازند. آنچه روشن است این است که ساختمان در یک مرحله کوتاه تکمیل نشد و پس از مرگ بنیان‌گذار نیز ادامه یافت. آرامگاه غیاث‌الدین در پشت ایوان شمالی قرار داشت و از لحاظ خط، گچ‌بری و ترکیب فضایی یکی از مهم‌ترین بخش‌های غوری مجموعه بود. رابرت هیلنبرند، آرک‌نت

    دروازه غوری، کوچک‌ترین بخش و مهم‌ترین سند

    اگر کسی فقط به کاشی‌های درخشان صحن نگاه کند، ممکن است مسجد را بنایی سراسر تیموری تصور کند. اما در گوشه جنوب شرقی، دروازه غوری چهره دیگری از مسجد را نشان می‌دهد. آجر سرخ، نوشته‌های کوفی، قطعه‌های سفالی و بخش‌های محدود لعاب آبی، زبان معماری آغاز سده سیزدهم را حفظ کرده‌اند.

    نوارهای عمودی کتیبه با قطعه‌های سفالی ساخته شده‌اند که مانند معرق در ملات نشانده شده‌اند. سطح آبی آن‌ها در برابر رنگ گرم آجر برجسته می‌شود. دیوارهای کنار دروازه نیز با نقش‌های هندسی آجری و قطعه‌های کوچک لعاب‌دار آراسته شده‌اند. این تزیین با کاشی‌پوشی گسترده دوره‌های بعد فرق دارد. در معماری غوری، خود آجر ماده اصلی ساختمان و تزیین است. سایه، برجستگی و آرایش قطعه‌ها نقش می‌سازد.

    اهمیت این دروازه از اندازه آن نمی‌آید. این بخش از معدود بازمانده‌های مستقیم برنامه ساختمانی غیاث‌الدین است. کتابی مستقل درباره حفاظت دروازه غوری، آن را بازمانده برجسته مسجد اصلی سده دوازدهم و سیزدهم معرفی می‌کند. در ساختمانی که چندین بار بازسازی شده، چنین بخش کوچکی سندی برای سنجش همه روایت‌های بعدی است. کتاب حفاظت دروازه غوری، آرک‌نت

    یورش مغول و بازگشت مسجد در دوره آل کرت

    عمر آرام نخستین بنای غوری کوتاه بود. در سال ۱۲۲۱ نیروهای چنگیز خان به هرات رسیدند. شهر ویران شد و مسجد نیز آسیب سنگین دید. منابع تاریخی از خرابی گسترده هرات سخن می‌گویند. در چنین وضعی، مسجد جامع برای چند دهه توان و پشتیبان لازم برای بازسازی کامل را نداشت.

    دوره تازه با آل کرت آغاز شد. این دودمان محلی از میانه سده سیزدهم تا اواخر سده چهاردهم بر هرات و پیرامون آن فرمان راند. بازسازی‌های جدی مسجد در دوره آنان شکل گرفت و در سال ۱۳۰۶ برنامه‌ای گسترده برای احیای بنا انجام شد. آل کرت با نگهداری مسجد، برای حکومت خود پیوندی با گذشته غوری هرات می‌ساختند. لیزا گولومبک، پژوهش دانشگاه هاتای

    این احیا باز هم پایان کار نبود. زلزله سال ۱۳۶۴ مسجد و بخش‌های بزرگی از شهر را ویران کرد. فرمانروایان آل کرت ایوان‌های جنوبی و شرقی را دوباره ساختند، مدرسه‌ای در شمال مجموعه افزودند و تزیینات را تجدید کردند. معزالدین حسین کرت نیز در سال‌های ۱۳۶۹ تا ۱۳۷۱ تعمیرهای دیگری انجام داد و بعد در آرامگاه مجموعه دفن شد. این دوره نشان می‌دهد که بازسازی مسجد در هرات از همان سده‌های میانه به روندی پیوسته تبدیل شده بود.

    دیگ هفت‌جوش، یادگار فلزکاری هرات

    یکی از اشیایی که از دوره آل کرت به جا مانده، حوض یا دیگ بزرگ فلزی مشهور به «هفت‌جوش» است. این ظرف با قطر نزدیک به ۱٫۷۴ متر در سال ۷۷۶ هجری قمری، برابر با ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۵ میلادی، برای مسجد ساخته شد. کتیبه آن نشان می‌دهد که برای آب‌رسانی در فضای مسجد در نظر گرفته شده بود. نام هفت‌جوش به ترکیب فلزی آن نسبت داده می‌شود، هرچند توضیح‌های مردمی درباره شمار و نوع فلزها یکسان نیست.

    اهمیت این دیگ در چند چیز است. هرات از روزگار پیش از غوریان به فلزکاری و ساخت ظرف‌های تزیینی شهرت داشت. دیگ مسجد نمونه‌ای بزرگ از ادامه همین سنت در دوره آل کرت است. از سوی دیگر، این شیء با وجود یورش‌ها، زلزله‌ها و بازسازی‌های پی‌درپی در خود مسجد باقی مانده است. عکس‌های اوایل سده بیستم نیز آن را در صحن نشان می‌دهند. پژوهش دانشگاه ادینبرو، عکس تاریخی دیگ در صحن مسجد

    تیموریان و رقابت دو مسجد جامع

    با روی کار آمدن تیموریان، هرات وارد دوره شکوفایی بزرگ شهری شد. شاهرخ شهر را به مرکز حکومت خود تبدیل کرد و گوهرشاد در شمال هرات مجموعه عظیم مصلی را ساخت. آن مجموعه مسجد جامع، مدرسه، آرامگاه و گلدسته‌های بلند داشت و توجه دربار را به بخش تازه شهر کشاند. برای مدتی، مسجد گوهرشاد رقیبی نیرومند برای مسجد جامع قدیمی بود.

    با این حال، مسجد غوری درون شهر از میان نرفت. جای آن در بافت بازار و محله‌های قدیمی، پیوند مردم با نماز جمعه و اعتبار تاریخی بنا مانع فراموشی آن شد. شاهرخ به مرمت آن پرداخت. در نیمه دوم سده پانزدهم نیز امیر علی‌شیر نوایی، وزیر، شاعر و پشتیبان هنر، تعمیر و گسترش مسجد را دنبال کرد. منابع از بازسازی ایوان بزرگ عبادت و بخش‌هایی یاد می‌کنند که نزدیک به فروپاشی بودند. تزیینات کاشی، خطوط و ترکیب‌های هندسی در همین دوره گسترش یافتند. پژوهش لیزا گولومبک، پژوهش دانشگاه هاتای

    تیموریان به سطح بیرونی بنا اهمیت بسیار می‌دادند. رنگ آبی، فیروزه‌ای، سفید، سیاه و زرد در ترکیب با خط ثلث، کوفی و نقش‌های هندسی، دیوار را به صفحه‌ای برای هنر تبدیل می‌کرد. همین زبان تزیینی امروز بیش از هر دوره دیگری در ذهن بازدیدکننده با مسجد جامع هرات پیوند خورده است. با این همه، بسیاری از کاشی‌های فعلی اصل تیموری نیستند. آن‌ها در بازسازی‌های بعد بر پایه زبان هنری تیموری ساخته شده‌اند.

    نقشه چهارایوانی چگونه کار می‌کند؟

    طرح اصلی مسجد چهارایوانی است. حیاطی مستطیل در مرکز قرار دارد و در میانه هر ضلع، ایوانی بزرگ رو به صحن باز می‌شود. ایوان قبله در سمت غرب از بقیه مهم‌تر و عمیق‌تر است. شبستان‌ها، رواق‌ها، گنبدهای کوچک و ستون‌ها پیرامون این محور قرار گرفته‌اند.

    چهار ایوان چند کار را هم‌زمان انجام می‌دهند. نخست، جهت‌های اصلی حیاط را روشن می‌سازند. دوم، گذر از فضای باز به فضای پوشیده را آرام و مرحله‌وار می‌کنند. سوم، سطح بزرگی برای کتیبه و کاشی فراهم می‌آورند. ایوان مقصوره با دهانه بلند و قاب کاشی‌کاری‌شده، نگاه را به سوی قبله می‌برد. ایوان‌های دیگر برای درس، گردهمایی و رفت‌وآمد نیز استفاده می‌شدند.

    زیربنای مجموعه حدود ۲۱٬۶۰۰ متر مربع گزارش شده است. طول آن نزدیک به ۱۸۰ متر و عرض آن نزدیک به ۱۲۰ متر است. در معرفی‌های معماری، ۴۶۰ گنبد کوچک، ۴۴۴ پایه، ۱۳۰ رواق، چهار ایوان و ۱۲ گلدسته برای مجموعه شمرده شده است. این ارقام بیشتر وضع توسعه‌یافته و بازسازی‌شده مسجد را توضیح می‌دهند، نه ساختمان غوری سال ۱۲۰۰ را. موسسه فرهنگی اکو، مسجدپدیا

    آنچه امروز می‌بینیم تا چه اندازه قدیمی است؟

    این پرسش برای فهم مسجد اساسی است. بسیاری از بازدیدکنندگان همه سطح کاشی‌کاری‌شده را هشت‌صد ساله می‌پندارند. واقعیت پیچیده‌تر است. بخش‌هایی از نقشه، بقایای دروازه غوری، تکه‌هایی از گچ‌بری و کتیبه‌ها به دوره‌های میانه می‌رسند. بخش بزرگی از نمای امروزی در سده بیستم ساخته یا بازسازی شده است.

    در سال‌های ۱۹۱۳ و سپس ۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳ تعمیرهای گسترده انجام شد. ساختمان‌های چسبیده به مسجد برداشته شدند تا مجموعه از اطراف آزادتر دیده شود. ورودی شرقی، نماها و بخش‌هایی از تزیینات تغییر کردند. کارگاه کاشی‌سازی در جریان همین برنامه‌های جدید قوت گرفت و تولید کاشی برای مسجد به شکل منظم ادامه یافت.

    از دهه ۱۹۵۰ تا ۱۹۷۳ بازسازی باز هم گسترده‌تر شد. ایوان مقصوره بلندتر شد، گلدسته‌ها افزوده یا بلند شدند، حیاط و نماها نظم تازه یافتند و کاشی‌کاری هفت‌رنگ بخش بزرگی از دیوارها را پوشاند. این مداخلات مسجد را از خرابی نجات دادند و چهره باشکوه فعلی را ساختند، اما بخشی از مواد و تزیینات قدیمی زیر پوشش تازه رفت یا تغییر کرد. پژوهشگران حفاظت همین دوگانگی را برجسته می‌کنند: بازسازی می‌تواند یک بنا را زنده نگه دارد و در همان زمان، خواندن لایه‌های اصیل آن را دشوار سازد. لیزا گولومبک، پژوهش دگرگونی مواد در مسجدهای هرات

    یونسکو نیز درباره تعمیرهای ناسنجیده هشدار داده است. در معرفی شهر هرات، این سازمان می‌گوید بخش‌هایی از تزیین غوری و تیموری باقی مانده‌اند، اما مداخلات نامناسب و جایگزینی بام سنتی خاک‌اندود با پوشش سمنتی برای اصالت بنا خطر می‌آفرینند. این هشدار یک اصل مهم را یادآوری می‌کند. حفاظت مسجد با نو کردن آن یکسان نیست. هدف باید نگهداری ماده تاریخی و ثبت دقیق هر مداخله باشد. یونسکو

    جنگ سده بیستم و راکتی که به گلدسته خورد

    جنگ شوروی و مجاهدین هرات را به یکی از میدان‌های سخت نبرد تبدیل کرد. مسجد جامع در مقایسه با بسیاری از بناهای شهر پابرجا ماند، اما از جنگ دور نماند. در سال ۱۹۸۶ یک راکت به یکی از گلدسته‌ها خورد. گلدسته به داخل صحن فرو ریخت، شماری از مردم کشته شدند و بخش شرقی آسیب دید. آثار مرمی و خرابی‌های دیگر نیز بر بنا باقی ماند. کار ترمیم این آسیب‌ها تا میانه دهه ۱۹۹۰ ادامه داشت. اولیویه تیرار کوله، پژوهش وضعیت بناهای هرات پس از جنگ

    سنگ‌فرش صحن نیز در دهه ۱۹۹۰ با کمک‌های خصوصی تغییر کرد. نوارهای مرمر سفید و سیاه جای سطح پیشین را گرفتند و کار به دلیل کمبود پول چند سال طول کشید. این نمونه نشان می‌دهد که نگهداری مسجد همیشه کار حکومت‌ها و موسسات بزرگ نبوده است. تاجران، واقفان، استادکاران و مردم شهر بارها هزینه یا نیروی کار فراهم کرده‌اند.

    کارگاه کاشی، جایی که بنا هر روز دوباره ساخته می‌شود

    در ضلع غربی مسجد، کارگاه کاشی‌سازی یکی از زنده‌ترین بخش‌های مجموعه است. این‌جا کاشی آسیب‌دیده فقط با نمونه کارخانه‌ای عوض نمی‌شود. استادکاران گل و مواد معدنی را آماده می‌کنند، قطعه‌ها را می‌برند، می‌پزند، رنگ می‌زنند و نقش‌ها را با دست کنار هم می‌چینند. کاشی یک‌رنگ، هفت‌رنگ، لعاب‌دار و معرق در همین روند ساخته می‌شود.

    گزارشی در سال ۲۰۲۳ نشان می‌داد که شمار کارکنان کارگاه از ۳۵ نفر در سال ۱۹۹۱ به ۱۱ استادکار کاهش یافته بود. چند تن از آنان هنر را از پدران خود آموخته بودند و بیش از بیست یا چهل سال تجربه داشتند. ابزارهای ساده مانند تیشه و چکش کوچک هنوز در بریدن قطعه‌های معرق استفاده می‌شوند. محصولات این کارگاه در مسجد جامع و بناهای تاریخی دیگر هرات به کار می‌روند. سلام تایمز

    ظرافت کار زمان زیادی می‌خواهد. یکی از معماران پروژه مرمت سال ۱۴۰۱ گفته بود که ساخت و نصب یک متر از بخش‌های پیچیده گاهی سه روز طول می‌کشد. در همان پروژه، به جای کندن همه کاشی‌ها، پشت قطعه‌های سست با مواد مناسب پر و محکم می‌شد تا خود کاشی قدیمی در جای خود بماند. این تغییر روش مهم است، چون میان «تعویض» و «حفاظت» فرق می‌گذارد. تلویزیون آمو، گزارش مرمت کاشی‌ها

    زلزله‌های اکتوبر ۲۰۲۳

    در اکتوبر ۲۰۲۳ چند زمین‌لرزه نیرومند غرب افغانستان را تکان داد. یکی از زمین‌لرزه‌ها شدت ۶٫۳ داشت و مرکز آن در شمال غرب شهر هرات بود. قریه‌های زیادی ویران شدند و هزاران تن جان باختند. عکس‌های پس از زلزله درزهای گلدسته‌های تاریخی و فروریختن کاشی‌ها را نشان می‌دادند. رویترز

    مسجد جامع نیز آسیب جدی دید. کاشی ایوان‌ها فروریخت، دیوارها درز برداشتند و چند گلدسته در خطر فروپاشی قرار گرفتند. در نخستین مرحله، انجینران و بنیاد آغاخان روی مستحکم‌کاری اضطراری تمرکز کردند. هدف این بود که برف و باران زمستان آسیب را بیشتر نکند. یک گلدسته آسیب‌دیده پایین آورده شد تا پس از تعمیر دوباره نصب شود. مقام‌های محلی در آن زمان می‌گفتند امکانات برای مرمت همه بناهای آسیب‌دیده کافی نیست. رادیو آزادی

    در میزان ۱۴۰۳، مسئولان محلی گفتند که از هفت گلدسته آسیب‌دیده، کار بیشتر آن‌ها انجام شده و بازسازی با شکل پیشین صورت گرفته است. گزارشی در فبروری ۲۰۲۵ پیشرفت یک بخش از برنامه را ۹۰ درصد خواند. با این حال، گزارش تازه‌تر طلوع‌نیوز در اپریل ۲۰۲۶ می‌گوید پروژه گسترده‌تری که چند ماه پیش آغاز شده بود، به حدود ۶۰ درصد رسیده است. این تفاوت به احتمال زیاد از تفاوت محدوده پروژه‌ها می‌آید. تعمیر گلدسته‌ها یک بخش بود و کار روی ایوان‌ها، کاشی‌ها، بام و استحکام عمومی ادامه دارد. هرات تایمز، طلوع‌نیوز، فبروری ۲۰۲۵، طلوع‌نیوز، اپریل ۲۰۲۶

    ثبت جهانی و مسئله حفاظت

    گاهی مسجد جامع هرات به عنوان اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی معرفی می‌شود. این تعبیر دقیق نیست. «شهر هرات» از ۱۷ آگست ۲۰۰۴ در فهرست موقت میراث جهانی قرار دارد. فهرست موقت مرحله‌ای پیش از نامزدی و ثبت نهایی است. در پرونده هرات، مسجد جامع همراه با قلعه اختیارالدین، مصلی، آرامگاه گوهرشاد و بافت شهر کهن از عناصر اصلی ارزش فرهنگی شهر شمرده شده است. مرکز میراث جهانی یونسکو

    ماندن طولانی هرات در فهرست موقت نشان می‌دهد که ارزش تاریخی به تنهایی برای ثبت جهانی کافی نیست. نقشه مدیریت، تعیین حریم، مستندسازی، قانون حفاظت، کنترول ساخت‌وساز اطراف و ظرفیت رسیدگی درازمدت نیز لازم است. مسجد درون شهری زنده قرار دارد. دکان‌ها، راه‌ها، شبکه برق، ازدحام، رطوبت، زلزله و نیازهای روزانه نمازگزاران همه بر آن فشار می‌آورند. حفاظت باید با زندگی مردم سازگار باشد و در عین حال اجازه ندهد نیازهای کوتاه‌مدت بخش‌های تاریخی را از میان ببرد.

    چرا مسجد هنوز زنده است؟

    بسیاری از بناهای هم‌دوره مسجد جامع هرات به ویرانه یا ساحه باستانی تبدیل شده‌اند. این مسجد هنوز محل عبادت است. هر جمعه مردم وارد همان صحنی می‌شوند که فرمانروایان غوری، کرت و تیموری برای آن هزینه کردند. این پیوستگی کارکرد، بزرگ‌ترین نیروی بقای بنا بوده است.

    ساختمان متروک ممکن است سال‌ها منتظر بودجه بماند. مسجد فعال نمی‌تواند به آسانی رها شود. اگر بام نشت کند، اگر کاشی بیفتد یا اگر دیوار درز بردارد، نمازگزاران، متولیان و استادکاران آن را می‌بینند. همین حضور روزانه سبب می‌شود آسیب زودتر آشکار شود و فشار برای تعمیر شکل بگیرد. البته تعمیر فوری همیشه حفاظت علمی نیست، اما بی‌تفاوتی کامل را دشوار می‌سازد.

    عامل دوم، زنده بودن مهارت است. کاشی‌ساز هراتی می‌تواند نقش آسیب‌دیده را بخواند، رنگ را نزدیک به نمونه پیشین بسازد و قطعه معرق را با دست شکل دهد. خوش‌نویس می‌داند که خط روی یک ایوان چگونه با فاصله و مقیاس بنا هماهنگ شود. معمار سنتی رفتار گنبد و رواق آجری را می‌شناسد. اگر این دانش میان نسل‌ها قطع شود، داشتن پول و مواد ساختمانی برای حفاظت کافی نخواهد بود.

    عامل سوم، پذیرش تغییر است. مسجد جامع هرگز در یک لحظه تاریخی منجمد نمانده است. غوریان آن را ساختند، آل کرت پس از مغول و زلزله احیا کردند، تیموریان رنگ و شکوه تازه دادند، معماران سده بیستم فرم فعلی را گسترش دادند و استادکاران امروز زخم‌های زلزله را می‌بندند. مسئله اصلی جلوگیری از هر تغییر نیست. مسئله این است که تغییر تازه، سندهای دوره‌های پیش را نابود نکند.

    صبح که بالا می‌آید، رنگ کاشی‌ها روشن‌تر می‌شود و حیاط کم‌کم پر از رفت‌وآمد می‌گردد. دروازه کوچک غوری در کنار ورودی‌های بلندتر ایستاده است. دیگ آل کرت، خط‌های تیموری، گلدسته‌های بازسازی‌شده و صدای چکش استادکار امروزی در یک فضا جمع شده‌اند. مسجد جامع هرات تاریخ را پشت شیشه نگه نمی‌دارد. تاریخ در این‌جا زیر قدم نمازگزاران، روی دست کاشی‌ساز و در دیواری که هنوز نیاز به مرمت دارد، ادامه پیدا می‌کند.

    منابع اصلی

     

  • قلعه اختیارالدین هرات چگونه از دو هزار سال جنگ و ویرانی عبور کرده است؟

    از کوچه‌های شهر کهن هرات که به سوی شمال برویم، برج‌های بلند قلعه اختیارالدین آرام‌آرام بر فراز بام‌ها پدیدار می‌شود. دیوارهای ضخیم، برج‌های نیم‌دایره و توده بزرگ خشت و آجر، هنوز همان کاری را می‌کند که قرن‌ها پیش برای آن ساخته شده بود: بر شهر مسلط می‌ایستد و رفت‌وآمد پیرامون خود را زیر نظر می‌گیرد.

    این قلعه در حافظه مردم هرات با نام‌های ارگ هرات، قلعه اختیارالدین و قلعه اسکندر شناخته می‌شود. هر نام بخشی از گذشته آن را بازتاب می‌دهد. نام اسکندر، قلعه را به فتح هرات در سده چهارم پیش از میلاد پیوند می‌دهد. نام اختیارالدین، دوره‌ای را به یاد می‌آورد که فرمانروایان آل کرت پس از ویرانی مغول، دژ را از نو ساختند. نام ارگ نیز از روزگاری می‌آید که این بنا مرکز قدرت، اقامتگاه فرمانروا، خزانه، زندان و پایگاه نظامی شهر بود.

    قلعه‌ای که امروز دیده می‌شود، محصول یک زمان و یک فرمانروا نیست. نسل‌های پی‌درپی آن را ساخته‌اند، ویران کرده‌اند، گسترش داده‌اند و دوباره از زیر خاک و آوار بیرون آورده‌اند. به همین دلیل، تاریخ آن را نمی‌توان با یک جمله ساده مانند «اسکندر این قلعه را ساخت» توضیح داد. روایت دقیق‌تر، ما را از یک محوطه باستانی پیش از اسکندر تا قلعه آل کرت، شکوه تیموری، محاصره‌های سده نوزدهم، جنگ‌های معاصر، بازسازی بزرگ سال ۲۰۱۱ و آسیب‌های زلزله ۱۴۰۲ می‌برد.

    دژی در لبه شمالی شهر کهن

    قلعه اختیارالدین بر بلندی کنار دیوار شمالی شهر کهن هرات ساخته شده است. این موقعیت تصادفی نبود. از فراز آن می‌شد هم داخل شهر و هم راه‌های بیرون را دید. قلعه در هنگام محاصره آخرین پناهگاه فرمانروا و نیروهای نظامی بود و در روزهای آرام، قلب اداری و نظامی شهر به‌شمار می‌رفت.

    طرح شهر کهن هرات تقریبا مربع بود و راه‌ها از چهار دروازه اصلی به بازارهای مرکزی می‌رسید. قرار گرفتن قلعه در لبه این ساختار، به حاکمان امکان می‌داد بر شهر مسلط باشند، بی‌آن‌که دژ در میان بافت فشرده بازار و خانه‌ها محصور شود. یونسکو قلعه اختیارالدین را یکی از کهن‌ترین بناهای برجای‌مانده در هسته تاریخی هرات می‌داند و می‌نویسد که جایگاه آن در شمال شهر کهن، در دوره تیموری نیز مرکز فرمانروایی بود. یونسکو، شهر هرات

    اهمیت این محل با موقعیت خود هرات پیوند داشت. هرات در مسیر رفت‌وآمد سپاه‌ها، بازرگانان و فرهنگ‌های گوناگون قرار گرفته بود. رونق شهر، ثروت و قدرت می‌آورد، اما آن را به هدف لشکرکشی‌ها نیز تبدیل می‌کرد. قلعه در چنین شهری باید هم اقامتگاه قدرت می‌بود و هم در برابر شورش، محاصره و یورش مقاومت می‌کرد.

    اسکندر و پرسشی که پاسخ قطعی ندارد

    مشهورترین روایت درباره قلعه می‌گوید اسکندر مقدونی پس از تصرف هرات در حدود سال ۳۳۰ پیش از میلاد، دژی در این محل ساخت. یونسکو نیز در معرفی شهر هرات نوشته است که اسکندر پس از گرفتن شهر باستانی آرتاکوانا یا آریا، آن را گسترش داد و قلعه‌ای در آن ساخت. از همین‌جا نام «قلعه اسکندر» وارد روایت عمومی تاریخ هرات شده است. یونسکو، شهر هرات

    با این حال، میان «ساخته شدن نخستین استحکامات در روزگار اسکندر» و «برج‌ها و دیوارهایی که اکنون دیده می‌شود» فاصله‌ای بیش از یک‌هزار و پنج‌صد سال وجود دارد. دانشنامه ایرانیکا می‌نویسد که تاریخ آغازین قلعه هنوز روشن نیست. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، این است که بنای موجود در سده‌های سیزدهم تا پانزدهم میلادی چند بار از بنیاد بازسازی شد و شکل اصلی امروز خود را در همان دوره‌ها گرفت. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    کاوش‌های باستان‌شناسی میان سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ این بحث را پیچیده‌تر کرد. گروه مشترک انستیتوت باستان‌شناسی آلمان و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در محوطه قلعه، نشانه‌های سکونتگاهی از سده هفتم پیش از میلاد پیدا کرد. این کشف نشان می‌دهد که مردم چند قرن پیش از رسیدن اسکندر در این محل زندگی می‌کردند. اما وجود آن سکونتگاه به این معنا نیست که دیوارها و برج‌های کنونی همان زمان ساخته شده‌اند. موزیم‌های دولتی برلین، گشایش موزیم و آرشیف نسخه‌های خطی هرات

    بنابراین، پیوند قلعه با اسکندر را باید با احتیاط بیان کرد. محل قلعه پیشینه‌ای بسیار کهن دارد و احتمال ساخت یا توسعه یک دژ در دوره اسکندر جدی است، اما قلعه‌ای که امروز بر فراز هرات ایستاده، بیشتر یک بنای آل کرت و تیموری است.

    مغول‌ها هرات را ویران کردند

    یورش مغول در آغاز سده سیزدهم، یکی از خونین‌ترین فصل‌های تاریخ هرات را رقم زد. شهر در سال‌های ۱۲۲۱ و ۱۲۲۲ میلادی به‌شدت ویران شد. منابع تاریخی از کشتار بسیار گسترده سخن می‌گویند، هرچند پژوهشگران درباره ارقام ثبت‌شده در روایت‌های آن زمان با احتیاط برخورد می‌کنند. شبکه آب‌رسانی، کشاورزی و زندگی شهری هرات آسیب سنگینی دید و سال‌ها طول کشید تا شهر دوباره جان بگیرد. دانشنامه ایرانیکا، تاریخ هرات در دوره میانه

    قلعه نیز از این ویرانی در امان نماند. آنچه پس از مغول در هرات ساخته شد، آغاز مرحله‌ای تازه در تاریخ دژ بود. آل کرت، خاندان محلی وابسته به سنت سیاسی غوریان، هرات را مرکز فرمانروایی خود ساخت. این خاندان در سده‌های سیزدهم و چهاردهم میلادی بخش بزرگی از ساختار شهری و سیاسی هرات پس از مغول را دوباره بنا کرد.

    در منابع تاریخی آمده است که یک فرماندار ایلخانی در سال ۶۶۹ هجری قمری، برابر با ۱۲۷۰ تا ۱۲۷۱ میلادی، قلعه را ساخت یا بازسازی کرد. چند دهه بعد، ملک فخرالدین کرت در سال ۶۹۹ هجری قمری، برابر با ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۰ میلادی، دژ را با برج‌ها، دیوارها، خاکریزها و خندق استوارتر ساخت و بخش غربی آن را افزود. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    پس از او، ملک غیاث‌الدین کرت دو کاخ در بخش شرقی قلعه ساخت. یکی از این کاخ‌ها در جنوب و دیگری در شمال قرار داشت. منابع از نقاشی‌های دیواری باشکوه کاخ شمالی یاد کرده‌اند. بر دو دیوار روبه‌روی هم، سپاه ابوسعید ایلخانی و لشکر یساور، شاهزاده شورشی چغتایی، تصویر شده بود. این توصیف نشان می‌دهد که قلعه در دوره آل کرت یک دژ خشک و صرفا نظامی نبود. درون دیوارهای آن، کاخ‌هایی با برنامه هنری و سیاسی ساخته شده بود.

    چرا آن را اختیارالدین می‌نامند؟

    درباره ریشه نام «اختیارالدین» اتفاق نظر وجود ندارد. یک دیدگاه، نام قلعه را برگرفته از نام یا لقب یکی از امیران و فرماندهان نظامی آل کرت می‌داند. دیدگاه دیگری می‌گوید اختیارالدین یک لقب افتخاری برای خود قلعه بوده است. دانشنامه ایرانیکا هر دو نظر را نقل می‌کند و هیچ‌یک را قطعی نمی‌داند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    در روایت‌های محلی، نام اختیارالدین گاهی به یک وزیر یا فرمانده ملک فخرالدین نسبت داده می‌شود که قلعه را بازسازی کرد. مشکل این روایت آن است که منابع معتبر درباره هویت دقیق این شخص هم‌نظر نیستند. از همین‌رو، بهتر است نام قلعه را نشانه دوره آل کرت بدانیم، بی‌آن‌که هویت یک فرد مشخص را با قطعیت به آن پیوند دهیم.

    همین ابهام، بخشی از جذابیت تاریخ قلعه است. بعضی بناها با کتیبه روشن، تاریخ ساخت و نام بانی خود را حفظ کرده‌اند. قلعه اختیارالدین بارها فرو ریخته و دوباره ساخته شده است. هر بازسازی بخشی از نوشته‌ها و نشانه‌های دوره پیشین را از میان برده یا زیر لایه تازه پنهان کرده است.

    شاهرخ چهره تیموری قلعه را ساخت

    تیمور در سال ۱۳۸۱ میلادی هرات را گرفت و به ساختارهای دفاعی آن آسیب زد. پس از مرگ او، شاهرخ هرات را مرکز فرمانروایی خود ساخت. شهر در دوره شاهرخ و گوهرشاد به یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های معماری، هنر، دانش و فرهنگ در منطقه تبدیل شد. قلعه نیز در این برنامه گسترده ساختمانی جای مهمی داشت.

    در سال ۸۱۸ هجری قمری، برابر با ۱۴۱۵ میلادی، شاهرخ قلعه را گسترش داد و با سنگ و آجر استوار کرد. نمای بیرونی احتمالا با کاشی‌های لعاب‌دار پوشانده شد. اکنون تنها بخش کوچکی از آن کاشی‌ها بر برج شمال‌غربی و دیوار کنار آن برجای مانده است. پاره‌هایی از کتیبه‌های تیموری نیز در همان قسمت دیده می‌شود. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    این بازسازی چهره‌ای را به قلعه داد که با وجود تغییرات بعدی، تا امروز قابل تشخیص است. دیوارهای بلند آجری، برج‌های مدور و نیم‌دایره، گذرگاه‌های دفاعی، سراشیبی‌های درونی و حیاط‌های بسته، بخش‌های اصلی این ساختار را می‌سازند. شکوه قلعه از تزیینات فراوان نمی‌آید. تناسب توده بزرگ بنا، ریتم برج‌ها و تسلط آن بر شهر، عظمت معماری را پدید آورده است.

    کاشی‌های برج شمال‌غربی، یادگاری از زمانی است که معماری نظامی نیز می‌توانست نمایش قدرت و هنر باشد. رنگ فیروزه‌ای و لاجوردی روی بدنه خشتی و آجری، دژ را از یک دیوار دفاعی ساده فراتر می‌برد. کسی که از بیرون به قلعه نگاه می‌کرد، هم قدرت نظامی فرمانروا و هم توان هنری پایتخت تیموری را می‌دید.

    معماری یک قلعه دوبخشی

    قلعه اختیارالدین از دو بخش اصلی تشکیل شده است. بخش شرقی که گاهی «قلعه بالا» خوانده می‌شود، هسته استوارتر بنا است و با آجر پخته ساخته شده است. بخش غربی وسعت بیشتری دارد و در قسمت‌هایی از خشت خام شکل گرفته است. این دو بخش در دوره‌های مختلف ساخته و بارها با نیازهای نظامی و اداری زمان سازگار شده‌اند.

    بر پایه اندازه‌هایی که دانشنامه ایرانیکا از پژوهش‌های معماری نقل کرده، دژ اصلی در شرق مستطیلی نزدیک به ۱۸ در ۴۲ متر بود. بخش بزرگ‌تر غربی حدود ۶۰ در ۲۵ متر اندازه داشت. این مجموعه در آغاز با ۲۵ برج پشتیبانی می‌شد، اما در بررسی‌های اواخر دهه ۱۹۷۰ تنها ۱۸ برج ثبت شده بود. تفاوت مصالح، شکل برج‌ها و اتصال دیوارها نشان می‌دهد که همه بخش‌های قلعه هم‌زمان ساخته نشده‌اند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    دیوارها برای مقاومت در برابر حمله و محاصره ضخیم ساخته شده‌اند. برج‌ها امکان دید و تیراندازی در چند جهت را فراهم می‌کردند. ورودی‌ها در مقایسه با بدنه بزرگ بنا محدود و قابل دفاع بود. راه‌های شیب‌دار، حیاط‌ها و فضاهای گنبددار درون قلعه، رفت‌وآمد سربازان، نگهداری آذوقه و اسکان نیروها را ممکن می‌کرد.

    با این همه، آنچه امروز دیده می‌شود یک نمونه دست‌نخورده از معماری سده پانزدهم نیست. مرمت‌های گوناگون، جنگ، استفاده نظامی و فرسایش طبیعی شکل برخی فضاها را تغییر داده است. ارزش بنا در همین لایه‌ها نهفته است. خشت، آجر پخته، سنگ، کاشی و ترمیم‌های تازه در کنار هم نشان می‌دهد که هر دوره چگونه با میراث دوره پیش از خود رفتار کرده است.

    از کاخ و خزانه تا زندان و انبار مهمات

    قلعه در بخش بزرگی از تاریخ خود چند کارکرد هم‌زمان داشت. هنگام خطر، دژ دفاعی بود. در دوره‌های آرام، فرمانروا و مقام‌های بلندپایه در آن اقامت می‌کردند. خزانه حکومت در اتاق‌های محفوظ آن نگهداری می‌شد و شماری از زندانیان سیاسی را نیز به این مکان می‌آوردند.

    قرار گرفتن کاخ‌های آل کرت در بخش شرقی، نشان می‌دهد که قدرت سیاسی در دل ساختار نظامی جا داشت. خزانه نیز باید در جایی نگهداری می‌شد که دیوارهای ضخیم و محافظان مسلح از آن مراقبت کنند. زندان قلعه برای مخالفان عادی نبود. منابع تاریخی به نگهداری چهره‌های مهم سیاسی در آن اشاره کرده‌اند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    در دوره‌های بعد، کارکرد نظامی قلعه پررنگ‌تر شد. تا پایان سده نوزدهم، بخش شرقی اقامتگاه فرمانده کل نیروهای هرات بود و بخش غربی مهم‌ترین انبار مهمات شهر را در خود جا می‌داد. حتی در سده بیستم نیز حضور نظامیان در قلعه ادامه یافت. این استفاده مداوم، از یک‌سو بنا را از متروک شدن کامل نجات داد و از سوی دیگر، به بخش‌هایی از آن آسیب رساند.

    محاصره‌های سده نوزدهم و پایان نقش دفاعی

    هرات در سده نوزدهم چند بار در مرکز رقابت‌های منطقه‌ای و قدرت‌های بزرگ قرار گرفت. محاصره‌های سال‌های ۱۸۳۸ و ۱۸۵۶ میلادی به قلعه آسیب جدی زد. پیشرفت توپخانه نیز نشان داد که دیوارهای بلند و برج‌های سنتی دیگر مانند گذشته توان دفاع از شهر را ندارند.

    پس از این محاصره‌ها، قلعه اختیارالدین جایگاه خود را در نظام دفاعی هرات از دست داد و ارگ تازه‌ای در شمال آن ساخته شد که «ارگ نو» نام گرفت. قلعه قدیمی هنوز محل اقامت فرمانده و انبار مهمات بود، اما دیگر واپسین مانع موثر در برابر سپاه مهاجم به‌شمار نمی‌رفت. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    این تغییر، سرنوشت بسیاری از قلعه‌های تاریخی را یادآوری می‌کند. بنایی که قرن‌ها با هدف دفاع ساخته و ترمیم شده بود، با دگرگونی جنگ‌افزارها کارکرد اصلی خود را از دست داد. از آن پس، ادامه زندگی قلعه به این بستگی داشت که جامعه برای آن نقش تازه‌ای پیدا کند.

    مرمتی که جنگ آن را متوقف کرد

    در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، گروه‌های باستان‌شناسی و معماری با پشتیبانی یونسکو وضع قلعه را بررسی کردند. سپس میان سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹، دولت افغانستان، یونسکو و برنامه توسعه سازمان ملل یک برنامه مشترک کاوش و مرمت را پیش بردند. این کار اطلاعات مهمی درباره ساختار بنا، لایه‌های تاریخی و شیوه‌های ساختمانی آن فراهم کرد.

    ورود ارتش شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ پروژه را متوقف کرد. پس از آن، جنگ و بی‌ثباتی فرصت مراقبت پیوسته از قلعه را از میان برد. بخش‌هایی از بنا فرسوده شد، برخی فضاها دوباره در اختیار نیروهای نظامی قرار گرفت و آب باران و زباله در محوطه جمع شد. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین

    قلعه در این دوره یک مشکل اساسی داشت. دیوارهای خشتی و آجری، اگر به‌طور منظم مراقبت نشوند، در برابر رطوبت، آب باران، فرسایش و لرزش بسیار آسیب‌پذیرند. یک ترک کوچک یا راه بسته آب می‌تواند در چند فصل به فروریختن بخشی از دیوار بینجامد. جنگ این چرخه مراقبت را برای سال‌ها قطع کرد.

    بازسازی بزرگ و گشایش دوباره در سال ۲۰۱۱

    وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در سال ۲۰۰۶ مسئولیت قلعه را به‌دست گرفت. از سال ۲۰۰۸، بنیاد فرهنگی آغاخان با پشتیبانی مالی امریکا و آلمان برنامه گسترده‌ای را برای مرمت دژ و ایجاد موزیم در آن آغاز کرد. بیش از ۳۰۰ استادکار و کارگر افغان نزدیک به سه سال روی این پروژه کار کردند. هزینه این برنامه حدود ۲.۴ میلیون دالر گزارش شد. لس‌آنجلس تایمز، بازسازی قلعه هرات

    پیش از آغاز کار اصلی، گروه مرمت باید زباله‌های انباشته‌شده را بیرون می‌کرد و آب‌های راکد را از محوطه تخلیه می‌کرد. سپس دیوارها، برج‌ها، راه‌های شیب‌دار، اتاق‌های گنبددار و پایه‌های آسیب‌دیده استوار شد. شبکه‌های چوبی ظریف دوباره ساخته شد و قطعات کاشی‌های آسیب‌دیده کنار هم قرار گرفت. در بخش‌هایی که دیوارهای خشتی زیر بار برج و باروی آجری فرسوده شده بود، کارگران با مصالح و روش‌های سازگار با بنای تاریخی آن‌ها را تقویت کردند. بنیاد توسعه آغاخان، برنامه مرمت در هرات

    هدف پروژه، نو ساختن قلعه نبود. مرمت‌گران می‌کوشیدند بخش‌های اصیل را نگه دارند، جاهای فروریخته را به‌اندازه لازم تکمیل کنند و فضا را برای استفاده عمومی آماده سازند. این تفاوت مهم است. بازسازی بیش از حد می‌تواند بنای تاریخی را به نسخه‌ای تازه و بی‌هویت تبدیل کند. مرمت اصولی باید میان ایمنی، خوانایی بنا و حفظ اثر زمان تعادل برقرار کند.

    قلعه در ۱۶ اکتوبر ۲۰۱۱ دوباره گشایش یافت و موزیم ملی هرات در فضای بازسازی‌شده آن آغاز به کار کرد. گشایش قلعه، این بنا را پس از قرن‌ها استفاده نظامی به یک مرکز فرهنگی و آموزشی تبدیل کرد. موزیم‌های دولتی برلین، گشایش موزیم هرات

    موزیمی که پنج هزار سال تاریخ را در خود جا داد

    در زمان گشایش دوباره در سال ۲۰۱۱، مجموعه موزیم هرات حدود ۱۱۰۰ اثر داشت. موزیم‌های دولتی برلین گزارش داد که حدود ۲۰۰۰ اثر در دهه‌های آشوب و جنگ از میان رفته بود. آثار باقی‌مانده و اشیای تازه گردآوری‌شده، دوره‌ای نزدیک به پنج هزار سال را پوشش می‌داد. تمرکز اصلی مجموعه بر سده‌های دهم تا سیزدهم میلادی بود، زمانی که هرات یکی از مرکزهای مهم سیاست، صنعت و هنر در منطقه به‌شمار می‌رفت. موزیم‌های دولتی برلین، گشایش موزیم هرات

    در این مجموعه سفال، فلزکاری، سکه، سنگ‌نوشته، نسخه خطی و اشیای باستان‌شناسی نگهداری می‌شد. یک صندوق قبر کاشی‌کاری‌شده از سال ۱۳۷۸ میلادی و سنگ قبری منسوب به کمال‌الدین بهزاد از آثار شاخص آن بود. آرشیف موزیم نیز ۲۶۳ نسخه خطی و کتاب داشت که زبان‌ها، موضوع‌ها و شیوه‌های گوناگون کتاب‌سازی را نشان می‌داد.

    بخشی از ارزش موزیم به محل آن برمی‌گردد. اشیای هرات در بنایی به نمایش درآمد که خود یکی از مهم‌ترین آثار تاریخی شهر است. بازدیدکننده با عبور از برج و بارو، وارد اتاق‌هایی می‌شود که تاریخ در آن‌ها به‌شکل بنا، کاشی، سفال، فلز و نسخه خطی ادامه پیدا می‌کند.

    قلعه در فهرست میراث جهانی چه جایگاهی دارد؟

    شهر هرات در ۱۷ آگست ۲۰۰۴ از سوی افغانستان به فهرست موقت میراث جهانی یونسکو پیشنهاد شد. قلعه اختیارالدین یکی از عناصر اصلی پرونده شهر تاریخی هرات است. اما حضور در فهرست موقت با ثبت رسمی در فهرست میراث جهانی تفاوت دارد. هرات تا اکنون در فهرست نهایی میراث جهانی ثبت نشده است. یونسکو، شهر هرات

    ثبت جهانی به اسناد دقیق، برنامه مدیریت، تعیین حریم حفاظتی و همکاری پایدار نهادهای مسئول نیاز دارد. ساخت‌وسازهای ناهماهنگ در شهر کهن، تخریب خانه‌ها و بازارهای تاریخی، رفت‌وآمد سنگین، کمبود بودجه و ضعف مراقبت پیوسته، ارزش کلی منظره تاریخی هرات را تهدید می‌کند. قلعه از بافت پیرامون خود جدا نیست. اگر محله‌های کهن اطراف آن از میان برود، بخشی از معنای تاریخی دژ نیز از دست می‌رود.

    در مراسم گشایش سال ۲۰۱۱، اجمل میوندی، مسئول بنیاد فرهنگی آغاخان، هشدار داد که سرعت تخریب محله‌ها و بناهای تاریخی هرات از شمار آثاری که مرمت شده بیشتر است. این هشدار هنوز اهمیت دارد. حفاظت از یک برج، بدون توجه به کوچه، بازار، خانه و خط آسمان اطراف آن، تصویری ناقص از میراث شهر به‌جا می‌گذارد. آسوشیتدپرس، بازگشایی قلعه اختیارالدین

    زلزله‌های هرات بار دیگر قلعه را زخمی کرد

    زمین‌لرزه‌های پی‌درپی میزان ۱۴۰۲ در هرات، آسیب‌پذیری بناهای تاریخی شهر را دوباره آشکار کرد. بخش‌هایی از آجر برج‌ها فرو ریخت و در شماری از دیوارهای قلعه ترک ایجاد شد. ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات گفت که قلعه اختیارالدین در این زلزله‌ها آسیب جدی دیده است. ایرنا، آسیب قلعه اختیارالدین در زلزله هرات

    گزارش‌های تازه در سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که ترمیم و استحکام‌بخشی شماری از بناهای تاریخی هرات ادامه دارد. طلوع‌نیوز قلعه اختیارالدین، مسجد جامع و مناره‌های هرات را در میان آثاری قرار داده که بیشترین آسیب را دیده‌اند و نوشته است که کار مرمت و تقویت بخش‌هایی از آن‌ها هنوز جریان دارد. طلوع‌نیوز، بودجه مرمت آثار زلزله‌زده هرات

    زلزله نشان داد که بازسازی سال ۲۰۱۱ پایان کار حفاظت نبود. بنایی با این وسعت و مصالح، به بررسی دوره‌ای ترک‌ها، کنترول رطوبت، پاک‌سازی مسیر آب، مراقبت از کاشی‌ها، ثبت دیجیتالی اجزا و برنامه فوری پس از زلزله نیاز دارد. اگر این کارها به تعویق بیفتد، ترمیم بعدی دشوارتر، گران‌تر و مداخله‌گرانه‌تر می‌شود.

    حافظه‌ای که در خشت و آجر مانده است

    قلعه اختیارالدین سندی از شیوه قدرت‌گیری و شهرسازی در هرات است. محل آن از زندگی پیش از اسکندر نشانه دارد. روایت اسکندر، آن را به جهان باستان پیوند می‌دهد. برج و باروی آل کرت از بازگشت شهر پس از ویرانی مغول سخن می‌گوید. کاشی و کتیبه تیموری، روزگار پایتختی هرات را به یاد می‌آورد. انبار مهمات و جایگاه فرمانده، نقش نظامی آن را در سده‌های بعد نشان می‌دهد. مرمت‌های معاصر نیز بازتاب تلاش جامعه‌ای است که می‌خواهد بخشی از گذشته خود را از جنگ، فرسایش و زلزله نجات دهد.

    ارزش قلعه در کهن‌بودن آن خلاصه نمی‌شود. این بنا یکی از معدود جاهایی است که می‌توان دگرگونی هرات را در یک مکان دید. دیوارها نشان می‌دهد شهر چگونه از یورش جان به‌در برد، قدرت چگونه در فضای معماری شکل گرفت و هر نسل چه چیزی را حفظ یا نابود کرد.

    بر فراز برج‌های قلعه، شهر امروز هرات در برابر چشم باز می‌شود. در یک سو، کوچه‌ها و بام‌های شهر کهن قرار دارد. در سوی دیگر، ساختمان‌های تازه تا افق پیش رفته است. همین منظره، پرسش اصلی آینده قلعه را پیش می‌کشد: آیا هرات می‌تواند رشد کند و در همان حال، پیوند زنده خود را با این دژ و بافت تاریخی پیرامون آن نگه دارد؟ پاسخ این پرسش در یک پروژه کوتاه مرمتی پیدا نمی‌شود. سرنوشت قلعه به مراقبت هرروزه، دانش فنی، بودجه پایدار و احترام به شهری بستگی دارد که این دیوارها برای دفاع از آن ساخته شده بود.

  • بررسی آثار باستانی و تاریخی هرات از دورۀ تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان

    مرکز اسناد فرهنگی آسیا ۱۵ تیرماه ۱۴۰۱، نشستی تخصصی با محور معرفی و نقد کتاب « هرات، بررسی آثار باستانی و تاریخی از دورۀ تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان» برگزار کرد. در این نشست که با حضور مریم مهدوی اصل مؤلف کتاب ارائه شد، سخنرانانی نیز دعوت شدند که هر یک با توجه به تخصص خود به مباحث کتاب و چگونگی تدوین آن اشاره کردند.

    مرکز اسناد فرهنگی آسیا ۱۵ تیرماه ۱۴۰۱، نشستی تخصصی با محور معرفی و نقد کتاب « هرات، بررسی آثار باستانی و تاریخی از دورۀ تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان» برگزار کرد. در این نشست که با حضور مریم مهدوی اصل مؤلف کتاب ارائه شد، سخنرانانی نیز دعوت شدند که هر یک با توجه به تخصص خود به مباحث کتاب و چگونگی تدوین  آن اشاره کردند. نخست دکتر الهام ملک‌زاده، عضو هیئت علمی پژوهشکده تاریخ و مدیر این نشست به معرفی مرکز اسناد فرهنگی آسیا، اهمیت این مرکز و جایگاه علمی آن و توضیحاتی با محور شهر هرات و جایگاه آن در فرهنگ و تمدن اسلامی پرداخت. وی خاطرنشان ساخت مرکز اسناد فرهنگی آسیا، از قدیمی‌ترین و در نوع خود تنها نهاد پژوهشی بین‌المللی با محوریت مطالعات منطقه و آسیا در ایران است. مأموریت مرکز اسناد فرهنگی آسیا بر مبنای بنیاد نامه مصوب این مرکز” شناسایی و شناساندن فرهنگ آسیا به جهان و به دیگر کشورهای آسیایی” است. با توجه به بحران‌های فرهنگی در هم تنیده شدن معضلات جوامع انسانی، اهمیت و نقش کشورهایی که دارای چهار شاخص منابع، فرهنگ و تاریخ، استعداد و تحرک اجتماعی، چون ژاپن، چین، هند و ایران بارزتر شده است. اهداف مرکز اسناد فرهنگی آسیا و وظایف مرتبط با آن حول پژوهش‌های کلان و فعالیت‌های تحقیقی منطقه‌ای و ملی بر اساس دو راهبرد اصلی شکل گرفته است که در بخش نخست آن یعنی «حوزه ایران تمدنی – فرهنگی و مواریث مکتوب و شفاهی»، با محور حوزه تمدنی شمال شرقی ایران و فرا رودان (ماوراالنهر) با تأکید بر اشتراکات تاریخ فرهنگی در منطقه خراسان ایران، افغانستان، ازبکستان و ترکمنستان، سلسله برنامه‌های پژوهشی مختلفی پیش‌بینی و طراحی شده است که نشست حاضر در همین راستا برگزار شده است.

     

     

    خانم مریم مهدوی اصل مؤلف کتاب «هرات؛ بررسی آثار باستانی و تاریخی از دوره تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان»، به عنوان آغازگر نشست و نخستین سخنران، به تفصیل در خصوص چگونگی توجه به موضوع کتاب و روندی که به تدوین و تاًلیف آن منجر شد پرداخت. وی گفت این کتاب سفرنامه‌ای است که برخلاف سفرنامه نویسی‌های رایج و شناخته شده در دوره‌های تاریخی و معاصر، برپایه اسناد وزارت امورخارجه جمهوری اسلامی ایران به نگارش درآمده است. تمرکز اصلی در این سفرنامه نویسی علمی بر پایه ۲ محور بررسی چرایی و چگونگی تخریب آثار باستانی و تاریخی ایران در هرات پس از نزدیک به ۲۰۰ سال جدایی و همچنین فارسی زدایی در این منطقه است. در محور نخست، طبق بررسی میدانی و تحقیقات تاریخی و اسنادی و همچنین عکس‌ها و نقاشی‌های تاریخی در محور نخست که بررسی آثار باستانی و تاریخی است این نتیجه حاصل شد که درصد بسیار زیادی از آثار تاریخی ایران پس از جدایی هرات توسط حاکمان افغانستان و در چندین مرحله از بین رفته است. مجموعه آثار معماری، نقاشی، خطاطی، تهذیب و… هنرمندان به نام ایران در عصر تیموریان از جمله: قوام الدین شیرازی از معماران برجسته و بهزاد استاد مشهور هنر نقاشی و… که اگر این آثار تاریخی از بین نرفته بودند می توانستند ادامه‌دهنده آثار تاریخی ایران در سمرقند دوره تیمور گورکانی و همچنین نشان دهنده چگونگی روند تکامل آثار تاریخی ایران در اصفهان توسط شاه عباس صفوی باشند. اما در نهایت تاًسف بخشی از هویت ملی ایران در این تخریب به کلی از بین رفته و برای هنرمندان معاصر کاملا ناشناخته باقی مانده و خواهد ماند. محور دوم متمرکز بر سیاست فارسی زدایی در افغانستان توسط حاکمان این کشور است. در این بخش نیز بررسی و تحقیق‌های انجام شده، بر اساس اسناد وزارت امور خارجه بوده است. در این بخش نیز در کنار همه مطالعات انجام شده، این نتیجه حاصل شد که نه تنها تحریف تاریخ افغانستان توسط انگلستان (از ابتدای تاسیس کشور افغانستان)، امروزه تبدیل به باور عمومی مردم افغانستان شده، بلکه این تحریف تاریخی به کتاب‌های چاپ شده نویسندگان افغانستان در داخل ایران هم انجامیده که نیازمند بررسی قانونی و جلوگیری از ادامه آن در ایران است. در نهایت اینکه برای نگارش این سفرنامه علمی، از سه دوره اسناد قاجار، پهلوی اول و پهلوی دوم استفاده شده است. این در حالی است که هنوز جای کار بسیار زیادی برای محققین و پژوهشگران علاقمند وجود دارد. ضمن اینکه در این کتاب به زوایای گوناگون سیاست خارجی و دیپلماسی توسط دو قدرت بزرگ جهان یعنی انگلستان و روسیه هم پرداخته شده که در راستای دست یافتن به اسناد آثار تاریخی ایران در هرات بوده است.

    سخنران دوم نشست، دکتر سید محمد کاظم سجادپور استاد روابط بین الملل و عضو هیئت علمی دانشکده روابط بین‌الملل وزارت امور خارجه و دانشکدۀ مطالعات جهان دانشگاه تهران بود. عنوان سخنرانی ایشان: نسبت کتاب«هرات؛ بررسی آثار باستانی و تاریخی از دوره تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان» با پژوهش های سیاست خارجی ایران چگونه قابل تجزیه و تحلیل است؟.  دکتر سجاد پور سخنان خود را در سه محور چنین ارائه کردند:

    1. «منش پژوهشی» نویسنده کتاب که تمرکز روی شخصیت و کار ایشان دارد. در واقع خانم مهدوی در این کتاب یک نوع علاقه مندی، تخصص و مهمتر از همه تحول پژوهشی را نشان داده اند که به طور اختصاصی تمرکز روی “اسناد وزارت امور خارجه” دارد.

    2. «مسیر پژوهش» که مسیری مبتنی بر مطالعه، مشاهده، مصاحبه و بهره برداری از افرادی است که در حوزه های اجرایی سیاست خارجی اثرگذار هستند. در واقع  ایشان در این کتاب مبادرت به انجام “تحقیق میدانی” کردند که هرچند از ایرادات و نواقصی هم برخوردار است اما مهم تر از نتیجه ای که در این کتاب به دست آمده، مسیری است که پژوهشگر در کار پژوهشی کتاب طی کرده است.

    3. «محتوای پژوهش»  که عبارت از سه نکته است:

     الف) اهمیت مسائل سیاست خارجی است که ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی خاصی که دارد و آن را تبدیل به کشوری «دروازه ای» یا «چهار راهی» کرده است  و البته همراه با موقعیت تاریخی، تمدنی و همچنین مباحث سیاسی و استراتژیک در واقع سیاست خارجی همیشه برای کشور ما مهم بوده و هست.

     بنابراین اثر مباحث سیاست خارجی همیشه بر ابعاد مختلف زندگی مردم ایران قابل مشاهده است چنانچه در این کتاب یکی از اثرات سیاست خارجی تاثیرگذاری بر بقایای آثار باستانی و معماری و هنر ایران در طی قرون گذشته تا به امروز است که در این کتاب به تصویر درآمده است.

    ب) اهمیت بین رشته ای بودن مطالعات سیاست خارجی است. سیاست خارجی یک پدیده «چند وجهی» و «چند بعدی» است. بنابراین روش مطالعه سیاست خارجی هم باید روشی «بین رشته ای» و با بهره برداری از انواع متدولوژی های مطرح در رشته های مخصوصا علوم انسانی و اجتماعی  مانند متدولوژی های مختلف تاریخ، جغرافیا، اقتصاد، تمدن، فرهنگ، انسان شناسی، جامعه شناسی و… باشد.

    بنابراین این کتاب تا حدودی توانسته است این کار را انجام بدهد. یعنی با نشان دادن عکس و تصویر، تاریخ، معماری و … نه تنها نشان داده که تاریخ به تنهایی مهم نیست، بلکه نشان داده که نحوه روایت تاریخ یا تاریخ سازی هم مهم است. ضمن اینکه به مسئله سیاست هویت سازی هم پرداخته شده است.

    ج) فراتر از همه اهمیت ژئوپلتیک شرق ایران است. طی قرون گذشته بیشتر تمرکز و انرژی سیاست خارجی ایران روی مسائل حوزه های ژئوپلتیک غرب کشور بوده و کمتر به اتفاقات و رویدادهای تاثیرگذار شرق کشور توجه شده است که در این کتاب تا حدودی به آن پرداخته شده است.

    بنابراین توجه به زندگی روزمره مردم ایران و تحولات درهم آمیخته زندگی ایرانی ها و مسائل مربوط به حوزه ژئوپلتیک شرق کشور طی قرون گذشته تا به امروز در سیاست خارجی از اهمیت برخوردار است. چرا که به نظر من؛ ما یک هم سرنوشتی باهم داریم که چه بخواهیم و چه نخواهیم روی زندگی روزمره و سرنوشت همدیگر اثر می گذاریم و بنابراین به نظر من نیاز است تا در مسائل سیاست خارجی هم از درک انسانی برخوردار باشیم تا در نهایت دنیای جدید انسانی هم باز شود. سخن آخر اینکه؛ «ماندگاری» و «بِه شدگی» ایران در گرو فهم بهتر سیاست خارجی است، فهم بهتر سیاست خارجی در گرو پژوهش در سیاست خارجی است و در نهایت پژوهش در حوزه سیاست خارجی هم مستلزم توجه به «شرق» کشور است.

    آخرین و سومین سخنرانی این نشست توسط خانم مژده محمدی کارشناس ارشد کتابداری و اطلاع رسانی، و کتابدار کتابخانه تخصصی وزارت امور خارجه ارائه گردید. «کتابشناسی و بررسی آثار منتشر شده در زمینه هرات»، عنوان سخنرانی مژده محمدی بود که طی آن به نکات زیر اشاره شد:

    هرات سرزمین هنر، ادبیات و آثار باستانی و شهری در مسیر جادّۀ ابریشم که به واسطۀ موقعیت جغرافیایی خاص خود، همواره دستخوش تحولات سیاسی و اجتماعی در دوران های گوناگون تاریخی بوده است. این پیشینه و سابقۀ تاریخی طولانی که بخش وسیعی از آن با تاریخ ایران گره خورده است سبب شده تا نویسندگان و تاریخ نویسان بسیاری به بررسی مسایل گوناگون هرات در موضوعات مختلف بپردازند. اکنون سوال اینست که ابعاد موضوعی مورد توجه مولفان در زمینۀ هرات بیشتر متمرکز بر چه مسایلی بوده است و آیا آنها توانسته اند تا درک و شناخت درستی از این خطه را برای مخاطبان خود فراهم کنند و تا چه حد انتشار این آثار توانسته، زمینه های درک مشترک تاریخی و فرهنگی میان دو کشور ایران و افغانستان را فراهم سازد؟ در پاسخ به این سئوال و با توجه به تمرکز بر کتاب خانم مهدوی با عنوان  «هرات: بررسی آثار باستانی و تاریخی از دوره تیموریان تا تشکیل کشور مستقل افغانستان» می توان گفت نام تاریخی «هرات» از دوره باستان و در کتاب «اوستا» وجود داشته، اما اهمیت هرات در دورۀ تیموریان بدین سبب است که این دوره عصر شکوفایی هرات بوده و حاکمان وقت هرات «شاهرخ میرزا»، «گوهرشاد بیگم» و … توجه ویژه ای به خلق آثار هنری و کتابت و کتاب آرایی در زمینه های مختلف داشتند. اما در خصوص استفاده از منابع کتابشناسی، اسناد و سفرنامه نویسی در باب افغانستان ، با تاکید بر کتاب هرات که خانم مهدوی نیز در کتاب خود از آنها استفاده کرده اند

     به برخی از مهمترین آنها اشاره می کنم که عبارتند از: الف) دایره المعارف آریانا در ۱۳ جلد که بین سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۴۹ توسط انجمن دائره المعارف کابل چاپ و منتشر شده و سپس در سال ۱۳۸۵ دوباره به دستور حامد کرزای آغاز به کار می کند. هرچند ایرادتی به جعل و تحریف تاریخ در این دائره المعارف وارد است اما پژوهشگران می توانند به عنوان یکی از منابع افغانستان به آن مراجعه کنند. ب) در خصوص آثار و منابع خطی و دستنویس های تاریخی می توان به کتاب خطی “جغرافیای حافظ ابرو” اشاره کرد که در اواخر قرن ۸ و اوایل قرن ۹ و در عصر تیموریان به نگارش درآمده است. به دلیل اینکه شخص حافظ ابرو در همان دوره می زیسته است بنابراین توانسته بسیاری از مکان ها و اتفاقات آن دوره هرات را در کتاب خود ثبت کند. ج) کتاب “پیراسته تاریخنامه هرات” اثر سیف بن محمد سیفی هروی (۶۸۱-۷۲۱) است که به رویدادهای تاخت و تاز مغولها به ایران از ابتدا می پردازد و ظاهرا ایشان به اسناد دولتی هم دسترسی داشته است. زیرا در بسیاری از جاها به نامه ها و یا فرمان های خاصی اشاره می کند. د) در خصوص اسناد و مدارک مرتبط با هرات می توان گفت که از دوره قاجار اسناد بسیاری در مراکز اسنادی گوناگون از جمله در “مرکز اسناد وزارت امورخارجه” وجود دارد که برای پژوهشگران قابل بازیابی و استفاده است. در این زمینه آقای سید علی موجانی به تازگی دوجلد کتاب در این زمینه تالیف کردند که توسط انتشارات وزارت امورخارجه چاپ و منتشر شده است. کتابی با عنوان ” فهرست عمومی دستنویس های فارسی مربوط به آسیای مرکزی موجود در کتابخانه های ایران” و کتاب دیگر با عنوان “فهرست اسناد و مدارک آرشیوی مرتبط با آسیای مرکزی موجود در کتابخانه ها و مراکز آرشیوی ایران” که در هر دو کتاب به موضوع هرات اشاره شده و اسناد و مدارک مرتبط آورده شده است. همچنین الهه کولایی هم “کتابشناسی اوراسیای مرکزی و افغانستان ” را تهیه کرده اند که توسط انتشارات دانشگاه تهران چاپ و منتشر شده که بازهم در بخشی از این کتاب به موضوع هرات پرداخته شده است. در دوره جدید، در خصوص استفاده از اسناد دوره قاجار به نظر می رسد پژوهش های انجام شده بسیار وامدار زحمات خانم دکتر منصوره اتحادیه است .

    در این زمینه لازم است به دو کتاب ایشان با عناوین: “انفصال هرات؛ گوشه ای از روابط خارجی ایران از سال ۱۲۰۰ تا ۱۲۸۰ ه.ق” و همچنین کتاب”جنگ ایران و انگلیس؛ جدایی هرات” تالیف باربارا انگلیش و ترجمه خانم دکتر منصوره اتحادیه اشاره نمایم. کتاب مهم دیگر در دوره قاجار با عنوان “نامه های سیمنو” است. ایشان در سالهای ۱۸۲۴ تا ۱۸۵۱ در ایران زندگی می کرد. در ایران مقامات و مشاغل مختلفی داشته است. از او حدود ۱۵۲ نامه و سند به جای مانده که در سال 1369 این اسناد در اختیار دکتر منصوره اتحادیه قرار گرفت و ایشان نیز کار تصحیح، ترجمه و چاپ آن را انجام دادند. ۲- در بخش سفرنامه ها و مقایسه این سفرنامه ها با سفرنامه خانم مهدوی، در اینجا به چند مورد اشاره می شود که عبارتند از: سفرنامه فرخ خان امین الدوله با نام “مخزن الوقایع” در دوره قاجار که تالیف حسین بن عبدالله سرابی است. در واقع شرح ماموریت فرخ خان به ممالک اروپایی است و از این نظر حایز اهمیت است که این مسافرت باعث عقد قرارداد معروف “پاریس” با انگلستان و چشم پوشی از هرات شد . سفرنامه دیگر در دوره قاجار، سفرنامۀ یک مامور ناشناس ناصرالدین شاه قاجار به هرات است که توسط فرشاد فرش باف ابریشمی تهیه و توسط انتشارات “خانه تاریخ” چاپ شده است. اما از سفر نامه های مهم دیگر این دوره می توان به “سفرنامه موهان لعل” اشاره کرد. وی مسافر، دیپلمات و نویسنده هندی بود که نشان شوالیه شیر و خورشید را نیز از شاه قاجار دریافت کرد . او در اولین جنگ انگلیس و افغانستان در بین سالهای ۱۸۳۸ تا ۱۸۴۲م. نقش اساسی و محوری در راه اندازی و گسترش شبکه اطلاعاتی انگلیس در افغانستان داشت. وی نامه های محرمانه حاکم قندهار به حاکم بلوچستان را به مقامات انگلیس تحویل داده و البته سفری هم به همراهی” الکساندر برنز “که افسر کمپانی هند شرقی، دیپلمات، کاشف و از عوامل بازی بزرگ در منطقه بوده، به افغانستان داشتند. هر دو نفر در سفرنامه های خود به شرح وقایع و رویدادهای ‌آن دوران می پردازند که کتابهای آنان به لحاظ تاریخ سیاسی وقایع آن دوره حائز اهمیت بسیاری است. همچنین از سفر نامه های جدید و در دوره معاصر می توان به کتاب “خاک اولیا: سفر به هرات” توسط رادک سیکورسکی وزیر خارجه لهستان ترجمۀ عبدالعلی نور احراری اشاره کرد که سفری به افغانستان داشت ودر سال ۱۳۷۰ این کتاب چاپ و منتشر شده است. سفرنامه جدید دیگر کتاب “چای سبز در پل سرخ” است که توسط پیمان حقیقت طلب نوشته شده و انتشارات دیاران آن را در سال ۱۴۰۰ چاپ کرده است. ازآنجا که در سفرنامه های تهیه شده، بیشتر به موضوعات و رخدادهای روزانه و همچنین شرح آداب و رسوم اجتماعی آن کشور خاص پرداخته می شود، کمتر در آنها از اسناد و منابع کتابی استفاده شده است و این موضوع وجه تمایز سفرنامۀ خانم مهدوی از دیگر سفر نامه های منتشر شده است ، اگر چه از نگاه سند شناسی اشکالاتی به کار ایشان وارد است. در بخش کتاب شناسی نیز به نظر می رسد نحوه تنظیم آن دارای اشکالاتی است که البته به جهت نوع کار روزنامه نگاری دیپلماسی، و از آنجا که ایشان خیلی با ظرافت های کار کتابشناسی و سند نویسی آشنایی ندارند، بنابراین امکان دارد از این بعد برخی دوستان که کتاب را مطالعه کرده اند ایراداتی بگیرند که باتوجه به تلاش های ایشان این اشکالات قابل چشم پوشی است و انشالله در نگارش های بعدی حتما با مشورت کارشناسان این حوزه این اشکالات را برطرف خواهند کرد.