از کوچههای شهر کهن هرات که به سوی شمال برویم، برجهای بلند قلعه اختیارالدین آرامآرام بر فراز بامها پدیدار میشود. دیوارهای ضخیم، برجهای نیمدایره و توده بزرگ خشت و آجر، هنوز همان کاری را میکند که قرنها پیش برای آن ساخته شده بود: بر شهر مسلط میایستد و رفتوآمد پیرامون خود را زیر نظر میگیرد.
این قلعه در حافظه مردم هرات با نامهای ارگ هرات، قلعه اختیارالدین و قلعه اسکندر شناخته میشود. هر نام بخشی از گذشته آن را بازتاب میدهد. نام اسکندر، قلعه را به فتح هرات در سده چهارم پیش از میلاد پیوند میدهد. نام اختیارالدین، دورهای را به یاد میآورد که فرمانروایان آل کرت پس از ویرانی مغول، دژ را از نو ساختند. نام ارگ نیز از روزگاری میآید که این بنا مرکز قدرت، اقامتگاه فرمانروا، خزانه، زندان و پایگاه نظامی شهر بود.
قلعهای که امروز دیده میشود، محصول یک زمان و یک فرمانروا نیست. نسلهای پیدرپی آن را ساختهاند، ویران کردهاند، گسترش دادهاند و دوباره از زیر خاک و آوار بیرون آوردهاند. به همین دلیل، تاریخ آن را نمیتوان با یک جمله ساده مانند «اسکندر این قلعه را ساخت» توضیح داد. روایت دقیقتر، ما را از یک محوطه باستانی پیش از اسکندر تا قلعه آل کرت، شکوه تیموری، محاصرههای سده نوزدهم، جنگهای معاصر، بازسازی بزرگ سال ۲۰۱۱ و آسیبهای زلزله ۱۴۰۲ میبرد.
دژی در لبه شمالی شهر کهن
قلعه اختیارالدین بر بلندی کنار دیوار شمالی شهر کهن هرات ساخته شده است. این موقعیت تصادفی نبود. از فراز آن میشد هم داخل شهر و هم راههای بیرون را دید. قلعه در هنگام محاصره آخرین پناهگاه فرمانروا و نیروهای نظامی بود و در روزهای آرام، قلب اداری و نظامی شهر بهشمار میرفت.
طرح شهر کهن هرات تقریبا مربع بود و راهها از چهار دروازه اصلی به بازارهای مرکزی میرسید. قرار گرفتن قلعه در لبه این ساختار، به حاکمان امکان میداد بر شهر مسلط باشند، بیآنکه دژ در میان بافت فشرده بازار و خانهها محصور شود. یونسکو قلعه اختیارالدین را یکی از کهنترین بناهای برجایمانده در هسته تاریخی هرات میداند و مینویسد که جایگاه آن در شمال شهر کهن، در دوره تیموری نیز مرکز فرمانروایی بود. یونسکو، شهر هرات
اهمیت این محل با موقعیت خود هرات پیوند داشت. هرات در مسیر رفتوآمد سپاهها، بازرگانان و فرهنگهای گوناگون قرار گرفته بود. رونق شهر، ثروت و قدرت میآورد، اما آن را به هدف لشکرکشیها نیز تبدیل میکرد. قلعه در چنین شهری باید هم اقامتگاه قدرت میبود و هم در برابر شورش، محاصره و یورش مقاومت میکرد.
اسکندر و پرسشی که پاسخ قطعی ندارد
مشهورترین روایت درباره قلعه میگوید اسکندر مقدونی پس از تصرف هرات در حدود سال ۳۳۰ پیش از میلاد، دژی در این محل ساخت. یونسکو نیز در معرفی شهر هرات نوشته است که اسکندر پس از گرفتن شهر باستانی آرتاکوانا یا آریا، آن را گسترش داد و قلعهای در آن ساخت. از همینجا نام «قلعه اسکندر» وارد روایت عمومی تاریخ هرات شده است. یونسکو، شهر هرات
با این حال، میان «ساخته شدن نخستین استحکامات در روزگار اسکندر» و «برجها و دیوارهایی که اکنون دیده میشود» فاصلهای بیش از یکهزار و پنجصد سال وجود دارد. دانشنامه ایرانیکا مینویسد که تاریخ آغازین قلعه هنوز روشن نیست. آنچه با اطمینان بیشتری میتوان گفت، این است که بنای موجود در سدههای سیزدهم تا پانزدهم میلادی چند بار از بنیاد بازسازی شد و شکل اصلی امروز خود را در همان دورهها گرفت. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
کاوشهای باستانشناسی میان سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۰۹ این بحث را پیچیدهتر کرد. گروه مشترک انستیتوت باستانشناسی آلمان و وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در محوطه قلعه، نشانههای سکونتگاهی از سده هفتم پیش از میلاد پیدا کرد. این کشف نشان میدهد که مردم چند قرن پیش از رسیدن اسکندر در این محل زندگی میکردند. اما وجود آن سکونتگاه به این معنا نیست که دیوارها و برجهای کنونی همان زمان ساخته شدهاند. موزیمهای دولتی برلین، گشایش موزیم و آرشیف نسخههای خطی هرات
بنابراین، پیوند قلعه با اسکندر را باید با احتیاط بیان کرد. محل قلعه پیشینهای بسیار کهن دارد و احتمال ساخت یا توسعه یک دژ در دوره اسکندر جدی است، اما قلعهای که امروز بر فراز هرات ایستاده، بیشتر یک بنای آل کرت و تیموری است.
مغولها هرات را ویران کردند
یورش مغول در آغاز سده سیزدهم، یکی از خونینترین فصلهای تاریخ هرات را رقم زد. شهر در سالهای ۱۲۲۱ و ۱۲۲۲ میلادی بهشدت ویران شد. منابع تاریخی از کشتار بسیار گسترده سخن میگویند، هرچند پژوهشگران درباره ارقام ثبتشده در روایتهای آن زمان با احتیاط برخورد میکنند. شبکه آبرسانی، کشاورزی و زندگی شهری هرات آسیب سنگینی دید و سالها طول کشید تا شهر دوباره جان بگیرد. دانشنامه ایرانیکا، تاریخ هرات در دوره میانه
قلعه نیز از این ویرانی در امان نماند. آنچه پس از مغول در هرات ساخته شد، آغاز مرحلهای تازه در تاریخ دژ بود. آل کرت، خاندان محلی وابسته به سنت سیاسی غوریان، هرات را مرکز فرمانروایی خود ساخت. این خاندان در سدههای سیزدهم و چهاردهم میلادی بخش بزرگی از ساختار شهری و سیاسی هرات پس از مغول را دوباره بنا کرد.
در منابع تاریخی آمده است که یک فرماندار ایلخانی در سال ۶۶۹ هجری قمری، برابر با ۱۲۷۰ تا ۱۲۷۱ میلادی، قلعه را ساخت یا بازسازی کرد. چند دهه بعد، ملک فخرالدین کرت در سال ۶۹۹ هجری قمری، برابر با ۱۲۹۹ تا ۱۳۰۰ میلادی، دژ را با برجها، دیوارها، خاکریزها و خندق استوارتر ساخت و بخش غربی آن را افزود. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
پس از او، ملک غیاثالدین کرت دو کاخ در بخش شرقی قلعه ساخت. یکی از این کاخها در جنوب و دیگری در شمال قرار داشت. منابع از نقاشیهای دیواری باشکوه کاخ شمالی یاد کردهاند. بر دو دیوار روبهروی هم، سپاه ابوسعید ایلخانی و لشکر یساور، شاهزاده شورشی چغتایی، تصویر شده بود. این توصیف نشان میدهد که قلعه در دوره آل کرت یک دژ خشک و صرفا نظامی نبود. درون دیوارهای آن، کاخهایی با برنامه هنری و سیاسی ساخته شده بود.
چرا آن را اختیارالدین مینامند؟
درباره ریشه نام «اختیارالدین» اتفاق نظر وجود ندارد. یک دیدگاه، نام قلعه را برگرفته از نام یا لقب یکی از امیران و فرماندهان نظامی آل کرت میداند. دیدگاه دیگری میگوید اختیارالدین یک لقب افتخاری برای خود قلعه بوده است. دانشنامه ایرانیکا هر دو نظر را نقل میکند و هیچیک را قطعی نمیداند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
در روایتهای محلی، نام اختیارالدین گاهی به یک وزیر یا فرمانده ملک فخرالدین نسبت داده میشود که قلعه را بازسازی کرد. مشکل این روایت آن است که منابع معتبر درباره هویت دقیق این شخص همنظر نیستند. از همینرو، بهتر است نام قلعه را نشانه دوره آل کرت بدانیم، بیآنکه هویت یک فرد مشخص را با قطعیت به آن پیوند دهیم.
همین ابهام، بخشی از جذابیت تاریخ قلعه است. بعضی بناها با کتیبه روشن، تاریخ ساخت و نام بانی خود را حفظ کردهاند. قلعه اختیارالدین بارها فرو ریخته و دوباره ساخته شده است. هر بازسازی بخشی از نوشتهها و نشانههای دوره پیشین را از میان برده یا زیر لایه تازه پنهان کرده است.
شاهرخ چهره تیموری قلعه را ساخت
تیمور در سال ۱۳۸۱ میلادی هرات را گرفت و به ساختارهای دفاعی آن آسیب زد. پس از مرگ او، شاهرخ هرات را مرکز فرمانروایی خود ساخت. شهر در دوره شاهرخ و گوهرشاد به یکی از بزرگترین کانونهای معماری، هنر، دانش و فرهنگ در منطقه تبدیل شد. قلعه نیز در این برنامه گسترده ساختمانی جای مهمی داشت.
در سال ۸۱۸ هجری قمری، برابر با ۱۴۱۵ میلادی، شاهرخ قلعه را گسترش داد و با سنگ و آجر استوار کرد. نمای بیرونی احتمالا با کاشیهای لعابدار پوشانده شد. اکنون تنها بخش کوچکی از آن کاشیها بر برج شمالغربی و دیوار کنار آن برجای مانده است. پارههایی از کتیبههای تیموری نیز در همان قسمت دیده میشود. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
این بازسازی چهرهای را به قلعه داد که با وجود تغییرات بعدی، تا امروز قابل تشخیص است. دیوارهای بلند آجری، برجهای مدور و نیمدایره، گذرگاههای دفاعی، سراشیبیهای درونی و حیاطهای بسته، بخشهای اصلی این ساختار را میسازند. شکوه قلعه از تزیینات فراوان نمیآید. تناسب توده بزرگ بنا، ریتم برجها و تسلط آن بر شهر، عظمت معماری را پدید آورده است.
کاشیهای برج شمالغربی، یادگاری از زمانی است که معماری نظامی نیز میتوانست نمایش قدرت و هنر باشد. رنگ فیروزهای و لاجوردی روی بدنه خشتی و آجری، دژ را از یک دیوار دفاعی ساده فراتر میبرد. کسی که از بیرون به قلعه نگاه میکرد، هم قدرت نظامی فرمانروا و هم توان هنری پایتخت تیموری را میدید.
معماری یک قلعه دوبخشی
قلعه اختیارالدین از دو بخش اصلی تشکیل شده است. بخش شرقی که گاهی «قلعه بالا» خوانده میشود، هسته استوارتر بنا است و با آجر پخته ساخته شده است. بخش غربی وسعت بیشتری دارد و در قسمتهایی از خشت خام شکل گرفته است. این دو بخش در دورههای مختلف ساخته و بارها با نیازهای نظامی و اداری زمان سازگار شدهاند.
بر پایه اندازههایی که دانشنامه ایرانیکا از پژوهشهای معماری نقل کرده، دژ اصلی در شرق مستطیلی نزدیک به ۱۸ در ۴۲ متر بود. بخش بزرگتر غربی حدود ۶۰ در ۲۵ متر اندازه داشت. این مجموعه در آغاز با ۲۵ برج پشتیبانی میشد، اما در بررسیهای اواخر دهه ۱۹۷۰ تنها ۱۸ برج ثبت شده بود. تفاوت مصالح، شکل برجها و اتصال دیوارها نشان میدهد که همه بخشهای قلعه همزمان ساخته نشدهاند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
دیوارها برای مقاومت در برابر حمله و محاصره ضخیم ساخته شدهاند. برجها امکان دید و تیراندازی در چند جهت را فراهم میکردند. ورودیها در مقایسه با بدنه بزرگ بنا محدود و قابل دفاع بود. راههای شیبدار، حیاطها و فضاهای گنبددار درون قلعه، رفتوآمد سربازان، نگهداری آذوقه و اسکان نیروها را ممکن میکرد.
با این همه، آنچه امروز دیده میشود یک نمونه دستنخورده از معماری سده پانزدهم نیست. مرمتهای گوناگون، جنگ، استفاده نظامی و فرسایش طبیعی شکل برخی فضاها را تغییر داده است. ارزش بنا در همین لایهها نهفته است. خشت، آجر پخته، سنگ، کاشی و ترمیمهای تازه در کنار هم نشان میدهد که هر دوره چگونه با میراث دوره پیش از خود رفتار کرده است.
از کاخ و خزانه تا زندان و انبار مهمات
قلعه در بخش بزرگی از تاریخ خود چند کارکرد همزمان داشت. هنگام خطر، دژ دفاعی بود. در دورههای آرام، فرمانروا و مقامهای بلندپایه در آن اقامت میکردند. خزانه حکومت در اتاقهای محفوظ آن نگهداری میشد و شماری از زندانیان سیاسی را نیز به این مکان میآوردند.
قرار گرفتن کاخهای آل کرت در بخش شرقی، نشان میدهد که قدرت سیاسی در دل ساختار نظامی جا داشت. خزانه نیز باید در جایی نگهداری میشد که دیوارهای ضخیم و محافظان مسلح از آن مراقبت کنند. زندان قلعه برای مخالفان عادی نبود. منابع تاریخی به نگهداری چهرههای مهم سیاسی در آن اشاره کردهاند. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
در دورههای بعد، کارکرد نظامی قلعه پررنگتر شد. تا پایان سده نوزدهم، بخش شرقی اقامتگاه فرمانده کل نیروهای هرات بود و بخش غربی مهمترین انبار مهمات شهر را در خود جا میداد. حتی در سده بیستم نیز حضور نظامیان در قلعه ادامه یافت. این استفاده مداوم، از یکسو بنا را از متروک شدن کامل نجات داد و از سوی دیگر، به بخشهایی از آن آسیب رساند.
محاصرههای سده نوزدهم و پایان نقش دفاعی
هرات در سده نوزدهم چند بار در مرکز رقابتهای منطقهای و قدرتهای بزرگ قرار گرفت. محاصرههای سالهای ۱۸۳۸ و ۱۸۵۶ میلادی به قلعه آسیب جدی زد. پیشرفت توپخانه نیز نشان داد که دیوارهای بلند و برجهای سنتی دیگر مانند گذشته توان دفاع از شهر را ندارند.
پس از این محاصرهها، قلعه اختیارالدین جایگاه خود را در نظام دفاعی هرات از دست داد و ارگ تازهای در شمال آن ساخته شد که «ارگ نو» نام گرفت. قلعه قدیمی هنوز محل اقامت فرمانده و انبار مهمات بود، اما دیگر واپسین مانع موثر در برابر سپاه مهاجم بهشمار نمیرفت. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
این تغییر، سرنوشت بسیاری از قلعههای تاریخی را یادآوری میکند. بنایی که قرنها با هدف دفاع ساخته و ترمیم شده بود، با دگرگونی جنگافزارها کارکرد اصلی خود را از دست داد. از آن پس، ادامه زندگی قلعه به این بستگی داشت که جامعه برای آن نقش تازهای پیدا کند.
مرمتی که جنگ آن را متوقف کرد
در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰، گروههای باستانشناسی و معماری با پشتیبانی یونسکو وضع قلعه را بررسی کردند. سپس میان سالهای ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹، دولت افغانستان، یونسکو و برنامه توسعه سازمان ملل یک برنامه مشترک کاوش و مرمت را پیش بردند. این کار اطلاعات مهمی درباره ساختار بنا، لایههای تاریخی و شیوههای ساختمانی آن فراهم کرد.
ورود ارتش شوروی به افغانستان در سال ۱۹۷۹ پروژه را متوقف کرد. پس از آن، جنگ و بیثباتی فرصت مراقبت پیوسته از قلعه را از میان برد. بخشهایی از بنا فرسوده شد، برخی فضاها دوباره در اختیار نیروهای نظامی قرار گرفت و آب باران و زباله در محوطه جمع شد. دانشنامه ایرانیکا، اختیارالدین
قلعه در این دوره یک مشکل اساسی داشت. دیوارهای خشتی و آجری، اگر بهطور منظم مراقبت نشوند، در برابر رطوبت، آب باران، فرسایش و لرزش بسیار آسیبپذیرند. یک ترک کوچک یا راه بسته آب میتواند در چند فصل به فروریختن بخشی از دیوار بینجامد. جنگ این چرخه مراقبت را برای سالها قطع کرد.
بازسازی بزرگ و گشایش دوباره در سال ۲۰۱۱
وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان در سال ۲۰۰۶ مسئولیت قلعه را بهدست گرفت. از سال ۲۰۰۸، بنیاد فرهنگی آغاخان با پشتیبانی مالی امریکا و آلمان برنامه گستردهای را برای مرمت دژ و ایجاد موزیم در آن آغاز کرد. بیش از ۳۰۰ استادکار و کارگر افغان نزدیک به سه سال روی این پروژه کار کردند. هزینه این برنامه حدود ۲.۴ میلیون دالر گزارش شد. لسآنجلس تایمز، بازسازی قلعه هرات
پیش از آغاز کار اصلی، گروه مرمت باید زبالههای انباشتهشده را بیرون میکرد و آبهای راکد را از محوطه تخلیه میکرد. سپس دیوارها، برجها، راههای شیبدار، اتاقهای گنبددار و پایههای آسیبدیده استوار شد. شبکههای چوبی ظریف دوباره ساخته شد و قطعات کاشیهای آسیبدیده کنار هم قرار گرفت. در بخشهایی که دیوارهای خشتی زیر بار برج و باروی آجری فرسوده شده بود، کارگران با مصالح و روشهای سازگار با بنای تاریخی آنها را تقویت کردند. بنیاد توسعه آغاخان، برنامه مرمت در هرات
هدف پروژه، نو ساختن قلعه نبود. مرمتگران میکوشیدند بخشهای اصیل را نگه دارند، جاهای فروریخته را بهاندازه لازم تکمیل کنند و فضا را برای استفاده عمومی آماده سازند. این تفاوت مهم است. بازسازی بیش از حد میتواند بنای تاریخی را به نسخهای تازه و بیهویت تبدیل کند. مرمت اصولی باید میان ایمنی، خوانایی بنا و حفظ اثر زمان تعادل برقرار کند.
قلعه در ۱۶ اکتوبر ۲۰۱۱ دوباره گشایش یافت و موزیم ملی هرات در فضای بازسازیشده آن آغاز به کار کرد. گشایش قلعه، این بنا را پس از قرنها استفاده نظامی به یک مرکز فرهنگی و آموزشی تبدیل کرد. موزیمهای دولتی برلین، گشایش موزیم هرات
موزیمی که پنج هزار سال تاریخ را در خود جا داد
در زمان گشایش دوباره در سال ۲۰۱۱، مجموعه موزیم هرات حدود ۱۱۰۰ اثر داشت. موزیمهای دولتی برلین گزارش داد که حدود ۲۰۰۰ اثر در دهههای آشوب و جنگ از میان رفته بود. آثار باقیمانده و اشیای تازه گردآوریشده، دورهای نزدیک به پنج هزار سال را پوشش میداد. تمرکز اصلی مجموعه بر سدههای دهم تا سیزدهم میلادی بود، زمانی که هرات یکی از مرکزهای مهم سیاست، صنعت و هنر در منطقه بهشمار میرفت. موزیمهای دولتی برلین، گشایش موزیم هرات
در این مجموعه سفال، فلزکاری، سکه، سنگنوشته، نسخه خطی و اشیای باستانشناسی نگهداری میشد. یک صندوق قبر کاشیکاریشده از سال ۱۳۷۸ میلادی و سنگ قبری منسوب به کمالالدین بهزاد از آثار شاخص آن بود. آرشیف موزیم نیز ۲۶۳ نسخه خطی و کتاب داشت که زبانها، موضوعها و شیوههای گوناگون کتابسازی را نشان میداد.
بخشی از ارزش موزیم به محل آن برمیگردد. اشیای هرات در بنایی به نمایش درآمد که خود یکی از مهمترین آثار تاریخی شهر است. بازدیدکننده با عبور از برج و بارو، وارد اتاقهایی میشود که تاریخ در آنها بهشکل بنا، کاشی، سفال، فلز و نسخه خطی ادامه پیدا میکند.
قلعه در فهرست میراث جهانی چه جایگاهی دارد؟
شهر هرات در ۱۷ آگست ۲۰۰۴ از سوی افغانستان به فهرست موقت میراث جهانی یونسکو پیشنهاد شد. قلعه اختیارالدین یکی از عناصر اصلی پرونده شهر تاریخی هرات است. اما حضور در فهرست موقت با ثبت رسمی در فهرست میراث جهانی تفاوت دارد. هرات تا اکنون در فهرست نهایی میراث جهانی ثبت نشده است. یونسکو، شهر هرات
ثبت جهانی به اسناد دقیق، برنامه مدیریت، تعیین حریم حفاظتی و همکاری پایدار نهادهای مسئول نیاز دارد. ساختوسازهای ناهماهنگ در شهر کهن، تخریب خانهها و بازارهای تاریخی، رفتوآمد سنگین، کمبود بودجه و ضعف مراقبت پیوسته، ارزش کلی منظره تاریخی هرات را تهدید میکند. قلعه از بافت پیرامون خود جدا نیست. اگر محلههای کهن اطراف آن از میان برود، بخشی از معنای تاریخی دژ نیز از دست میرود.
در مراسم گشایش سال ۲۰۱۱، اجمل میوندی، مسئول بنیاد فرهنگی آغاخان، هشدار داد که سرعت تخریب محلهها و بناهای تاریخی هرات از شمار آثاری که مرمت شده بیشتر است. این هشدار هنوز اهمیت دارد. حفاظت از یک برج، بدون توجه به کوچه، بازار، خانه و خط آسمان اطراف آن، تصویری ناقص از میراث شهر بهجا میگذارد. آسوشیتدپرس، بازگشایی قلعه اختیارالدین
زلزلههای هرات بار دیگر قلعه را زخمی کرد
زمینلرزههای پیدرپی میزان ۱۴۰۲ در هرات، آسیبپذیری بناهای تاریخی شهر را دوباره آشکار کرد. بخشهایی از آجر برجها فرو ریخت و در شماری از دیوارهای قلعه ترک ایجاد شد. ریاست اطلاعات و فرهنگ طالبان در هرات گفت که قلعه اختیارالدین در این زلزلهها آسیب جدی دیده است. ایرنا، آسیب قلعه اختیارالدین در زلزله هرات
گزارشهای تازه در سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که ترمیم و استحکامبخشی شماری از بناهای تاریخی هرات ادامه دارد. طلوعنیوز قلعه اختیارالدین، مسجد جامع و منارههای هرات را در میان آثاری قرار داده که بیشترین آسیب را دیدهاند و نوشته است که کار مرمت و تقویت بخشهایی از آنها هنوز جریان دارد. طلوعنیوز، بودجه مرمت آثار زلزلهزده هرات
زلزله نشان داد که بازسازی سال ۲۰۱۱ پایان کار حفاظت نبود. بنایی با این وسعت و مصالح، به بررسی دورهای ترکها، کنترول رطوبت، پاکسازی مسیر آب، مراقبت از کاشیها، ثبت دیجیتالی اجزا و برنامه فوری پس از زلزله نیاز دارد. اگر این کارها به تعویق بیفتد، ترمیم بعدی دشوارتر، گرانتر و مداخلهگرانهتر میشود.
حافظهای که در خشت و آجر مانده است
قلعه اختیارالدین سندی از شیوه قدرتگیری و شهرسازی در هرات است. محل آن از زندگی پیش از اسکندر نشانه دارد. روایت اسکندر، آن را به جهان باستان پیوند میدهد. برج و باروی آل کرت از بازگشت شهر پس از ویرانی مغول سخن میگوید. کاشی و کتیبه تیموری، روزگار پایتختی هرات را به یاد میآورد. انبار مهمات و جایگاه فرمانده، نقش نظامی آن را در سدههای بعد نشان میدهد. مرمتهای معاصر نیز بازتاب تلاش جامعهای است که میخواهد بخشی از گذشته خود را از جنگ، فرسایش و زلزله نجات دهد.
ارزش قلعه در کهنبودن آن خلاصه نمیشود. این بنا یکی از معدود جاهایی است که میتوان دگرگونی هرات را در یک مکان دید. دیوارها نشان میدهد شهر چگونه از یورش جان بهدر برد، قدرت چگونه در فضای معماری شکل گرفت و هر نسل چه چیزی را حفظ یا نابود کرد.
بر فراز برجهای قلعه، شهر امروز هرات در برابر چشم باز میشود. در یک سو، کوچهها و بامهای شهر کهن قرار دارد. در سوی دیگر، ساختمانهای تازه تا افق پیش رفته است. همین منظره، پرسش اصلی آینده قلعه را پیش میکشد: آیا هرات میتواند رشد کند و در همان حال، پیوند زنده خود را با این دژ و بافت تاریخی پیرامون آن نگه دارد؟ پاسخ این پرسش در یک پروژه کوتاه مرمتی پیدا نمیشود. سرنوشت قلعه به مراقبت هرروزه، دانش فنی، بودجه پایدار و احترام به شهری بستگی دارد که این دیوارها برای دفاع از آن ساخته شده بود.